نازک مترادف
نازک مترادف صفت فرم
- rarefied ناچیز منتشر wispy, نادر, مایع رقیق، ضعیف شده.
- بلند و باریک, لاغر, لاغر و نحیف و استخوانی، نحیف, به یدکی, لاغر و استخوانی.
- بند باریک و شل و ول و insubstantial، خفیف, شیطان, شفاف, فیلم های جدید.
- سطحی جزئی کم عمق، ضعیف، ضعف، لنگ، ضعیف، فقیر.
- نازل, کمبود, قلیل و ناچیز، پراکنده, به محدود, فقیر, نحیف.
نازک مترادف فعل فرم
- آب رقیق به خاطرآوري، rarefy، کاهش، تضعیف، adulterate، کاهش، کاهش، کاهش، علف هرز، منتشر.
نازک لینک های مترادف: نادر,
بلند و باریک,
لاغر,
لاغر و استخوانی,
شیطان,
شفاف,
نازل,
کمبود,
نحیف,