نشت مترادف
نشت مترادف اسم فرم
- باز شقاق، شکستن، سوراخ chink، شکاف، سوراخ، سوراخ، شکاف.
- ته توپ گذشت نقص، ضعف، نقص، افشا، قرار گرفتن در معرض، کمبود، نقص.
- پاییز, جست و خیز کردن، غوطه, افت, با صدای تلپ افتادن.
نشت مترادف فعل فرم
- فاش کردن آشکار tattle, شناخته شده را، خیانت، فاش، عمومی، اطلاع رسانی، منظور، نشت، موش، squeal.
- لای چکاندن دید، فرار، قطره، نشت، قطره، خرده خرده پیش بردن، بیرون آمدن، تخلیه.
- پور اجرا بیش از سرریز ریخته، جریان، باران، چشمه، قطره، قطره، قطره قطره، جریان، اسپری، پساب اشپزخانه وامثال ان بیش از، ول گشتن، دوش.
نشت لینک های مترادف: پاییز,
با صدای تلپ افتادن,