تشویق مترادف


تشویق مترادف اسم فرم

  • cheerfulness, خوش مشربی، شادی، انیمیشن، jollity، نیروی حیاتی، نشاط، نشاط.
  • تشویق تلویزیونی، دست، تشویق، درمان، تحسین، دوباره، ستایش، plaudit، ستایش، تقدیر، تجلیل.
  • دوباره، تشویق، ادای احترام، هیاهو، درمان، سلام، bravos، سلامتی، بیعت، مدح، کف زدن.
  • فریاد تشویق plaudit، دوباره، hurrah، huzza، تشویق، فریاد زدن، براوو.
  • کمک، محرک، امید، تشویق، تضمین, به نفع, پشتیبانی, انگیزه و کمک و یاری، کمک، پشتیبان گیری، الهام، ارتقاء، باعث، آسایش.

تشویق مترادف صفت فرم

  • امیدوار.

تشویق مترادف فعل فرم

  • hearten، الهام بخش، قابل ملاحظه ی اقتصاددانان، کمک، تجمع، پرورش، abet, به نفع, inspirit، تحریک، خار، ترویج، پیشبرد، پشتیبانی، مدافع، افزایش، succor.
  • آسایش، solace, تقویت, تشویق, gladden.
  • احیای تجمع روح بخشیدن، تشویق، exhilarate، روشن، پرچم دزدان، elate، آسایش، gladden، قلب، را تشویق.
  • تحسین، سلام، تگرگ، تحسین، -جویند.
تشویق لینک های مترادف: پشتیبانی, امیدوار, تقویت, تشویق,

تشویق مترادف،