تقلا مترادف
تقلا مترادف اسم فرم
- جلو ورنچس تکان شدید و سخت, حرکت تند و سریع, پس زدن دهنه اسب، فشار، تمرین، گیر, پیش نویس, کشش.
- طلسم, دوره, کشش, به نوبه خود دور، البته چرخه، مناسب.
- مبارزه مسابقه مسابقه، خارج، برخورد، دستمالی، کشمکش، کشمشکی، زد و خورد.
- مسابقه, برخورد رقابت نامزدی مبارزه قراضه مسابقه joust شیب دعوا، جرو.
تقلا مترادف فعل فرم
- clamber، خزیدن، scrabble، مبارزه، scuffle، تلاش، jostle، scrimmage.
- دو کشیدن مسافت، جلو، تمرین، قرعه کشی، تکان شدید و سخت، فشار، ورنچس, حرکت تند و سریع، پس زدن دهنه اسب، schlep.
- مبارزه ادعا دست و پنجه نرم، رقابت، تلاش، مسابقه، مبارزه با, درگیر, joust، مبارزه، کار، فشار.
- مخلوط، تکان تکان خوردن، زدن، درهم و برهم کردن، disarrange، اختلال، disorganize، اشتباه.
تقلا لینک های مترادف: حرکت تند و سریع,
پیش نویس,
کشش,
طلسم,
دوره,
کشش,
مسابقه,
درگیر,