خویشاوند مترادف
خویشاوند مترادف اسم فرم
- رابطه عشیره در یک تماس kinswoman، قوم و خویش، پسر عموی.
خویشاوند مترادف صفت فرم
- مربوطه، متصل, مربوط, مربوط به, مورد,، قابل اجرا، بموقع، وابسته احترام.
- مقايسه, مشروط, وابسته, متغیر، unfixed، قابل انعطاف، وابسته، جزئی، نسبیتی, ارجاعی, متقابل, محدود.

