پر کردن مترادف


پر کردن مترادف اسم فرم

  • جایگزین, جایگزینی, خرج کردن نكند، متناوب, understudy, پروکسی و معاون و عقیلی و قائم مقام، آماده به کار، فوق العاده است.

پر کردن مترادف فعل فرم

  • اشغال، suffuse، pervade، در saturate، خیس، شیب دار قرار داده، پر کردن، بار، بسته، خودرا برای امتحان اماده، باد، متورم شدن، overspread، سهام، پف دار، کامل، کشش، جمعیت، congest.
  • بازگرداندن تازه دوباره پر کردن، سهام، restock، بازنگری، دوباره مرتب، فروشگاه، تأمین، کمک، بار، پر کردن، جایگزین، برای ارائه.
  • فربه بزرگ، متورم شدن، دور را به باد، چاق شدن، تورم، نفخ، پف دار، گسترش، موم، tumefy بادکنک.
  • پر, کامل, پایان, را, نوشتن.
پر کردن لینک های مترادف: جایگزین, جایگزینی, پر, کامل, پایان, را, نوشتن,

پر کردن مترادف،