ذوب مترادف: ناپدید می شوند پراکنده، محو پراکنده، محو، تبخیر، ساییده شدن.همانگونه فرو نشاندن، نرم، ساکت، خلع سلاح دلجویی، گرم.فیوز حل میلیمتر،، گرم، deliquesce، متلاشی می کنند.
ذوق مترادف: ظریف هنری برازنده, زیبایی, خوب, خوبی انتخاب شده، تبدیل شدن، مناسب، تبعیض آمیز، felicitous، انتخاب، موشکافی کردن تصفیه شده شیک، هوشمند.
ذکر است مترادف: مرجع نامگذاری، اشاره، نظر، ورد، مشاهده، سخن گفتن، گفته، اگاهی.استناد انتخاب نامزدی، طراحي، شناخت singling.سخن اشاره نام، عنوان مثال، تعیین، اشاره به رعایت می گویند، سخن گفتن، شمردن.
را انتخاب کنید مترادف: جدا جرات جلو، را، جمع آوری، قطع، دریافت کنید.انتخاب نخبگان انتخاب ارجح دایموند،، منحصر به فرد، روبان آبی،...
را انجام مترادف: برای حل و فصل توسط گرفتن، گذران زندگی، مدیریت، بداهه خراش, همراه با، را، contrive، درهم و برهم کردن از طریق، حفظ شناور، کفایت، خدمت.
را به مصلوب کردن مترادف: شکنجه عذاب، دندانه دار کردن آزار و اذیت، زور، کلوخ شکن، دچار تشنج، خودمو، پریشانی، brutalize، مشکل، mistreat، تحریک کردن، کسی را دست انداختن.
را تامین می مترادف: provisions، فروشگاه ها، rations، غذا و فریزر طیور مواد غذایی comestibles victuals edibles ذخایر، انبارهای.
را تشکیل می دهند مترادف: مقدر نام منصوب اجازه، depute، نصب، توانمند سازی، طبقه بندی.شامل تشکیل شده را تشکیل می دهند، باشد.فرم، آهنگسازی،...
را تغییر دهید مترادف: تغییر تغییر متوسط، تبدیل، تجدید نظر، transmute، permute، تغییر شکل، اصلاح، بازسازی، عوض کردن، اصلاح، اشنا، تنظیم، تبدیل، متفاوت است.
را خاموش مترادف: ترک بروید، مجموعه ای از خروج، سوار شو، برداشت، رها، کشیدن، emplane، ناپدید می شوند، حرفهای، جاده رسید، ترک،...
را خاموش با مترادف: سرقت را filch، pilfer، purloin، مناسب، پلیس، بلند، خرج کردن، snitch، کش رفتن.