قرار است مترادف: فرض اعتقاد احتمالی، درک، تلقی پذیرفته شده، presupposed، بدیهی شمرده، presumptive، شفافی را منتقل میکند, داده, احتمالي, رندانه insinuated نهان ضمنی، ضمنی.
قرار دادن مترادف: گوشته عبا کیپ، shrug، شال، ژاکت، wraparound، گردگیر، کت، پلیسه،، capote.اعمال, اعمال, مطبوعات, را به خرس، استفاده،...
قرار دادن در مترادف: دان می پوشند، لباس، پوشش، لباس attire، garb، accouter، آرایه، اضافه کردن.فرض کنیم، تظاهر، شبیه سازی، تقلبی، playact، شام،...
قرار داده تا مترادف: راست، ساخت، ایجاد، ساخت، ببافند، بالا بردن.تحریک تخم مرغ بکشاند، goad، مورد، تشویق، پشت، پشتیبانی، به نفع.جای خانه، هیئت مدیره، تسلیم، سرگرمی را در، پناه، سه ماهه.
قرار داده تا با مترادف: تحمل تحمل رعایت، ایستاده، ایستاده، ارسال به, خرس, بروک, رنج می برند, معده, فرو برد، را، مقاومت در برابر، اجازه، اجازه می دهد.
قرار دارد مترادف: واقع شده قرار داده شده، در بر داشت، بر اساس، مستقر در sited، قرار، quartered،، ساکن زندگی.
قرار دهید مترادف: تنزل نزول مرتبه فروتن، تحقیر، جلوگیری از تورم، شرم، ادبیاتی، discountenance، discomfit، کاهش، derogate، مقایسهٔ، chasten،...
قرار ملاقات ها مترادف: لوازم جانبی، تجهیزات، مبلمان، accouterments ها، متعلقات ایستگاه مرکزی بتن, اتصالات, مظاهر، متعلقات.
قرار ملاقات گذاشتن مترادف: انتصاب جلسه، تاریخ، نسلی tryst، عقب نشینی، لانه، امد و شد زیاد، مخفی گاه، مخفیگاه, پاتوق، twosome، گفتگوی دو بدو à.