قرار مترادف: خاموش smother فرو نشاند، خفه کردن، کشیده خیس کردن، خاموش شدن.عرق فشار، برده، تلاش، درایو خود فشار خود، همه بیرون،...
قرار است مترادف: فرض اعتقاد احتمالی، درک، تلقی پذیرفته شده، presupposed، بدیهی شمرده، presumptive، شفافی را منتقل میکند, داده, احتمالي, رندانه insinuated نهان ضمنی، ضمنی.
قرار دادن مترادف: محل وضع، مجموعه قراردهند، را، ایجاد، راه اندازی، مورد، سپرده، گیاه، پست، نصب، تسلیم، تعیین محل ایستگاه.گوشته...
قرار دادن در مترادف: فرض کنیم، تظاهر، شبیه سازی، تقلبی، playact، شام، را باور, تاثیر می گذارد، جعلی وانمود کردن، تقلید، role-play.دان می...
قرار داده تا مترادف: راست، ساخت، ایجاد، ساخت، ببافند، بالا بردن.تحریک تخم مرغ بکشاند، goad، مورد، تشویق، پشت، پشتیبانی، به نفع.جای خانه، هیئت مدیره، تسلیم، سرگرمی را در، پناه، سه ماهه.
قرار داده تا با مترادف: تحمل تحمل رعایت، ایستاده، ایستاده، ارسال به, خرس, بروک, رنج می برند, معده, فرو برد، را، مقاومت در برابر، اجازه، اجازه می دهد.
قرار دارد مترادف: واقع شده قرار داده شده، در بر داشت، بر اساس، مستقر در sited، قرار، quartered،، ساکن زندگی.
قرار دهید مترادف: تنزل نزول مرتبه فروتن، تحقیر، جلوگیری از تورم، شرم، ادبیاتی، discountenance، discomfit، کاهش، derogate، مقایسهٔ، chasten،...
قرار ملاقات ها مترادف: لوازم جانبی، تجهیزات، مبلمان، accouterments ها، متعلقات ایستگاه مرکزی بتن, اتصالات, مظاهر، متعلقات.
قرار ملاقات گذاشتن مترادف: انتصاب جلسه، تاریخ، نسلی tryst، عقب نشینی، لانه، امد و شد زیاد، مخفی گاه، مخفیگاه, پاتوق، twosome، گفتگوی دو بدو à.