قلنبه شده مترادف: با شکوه است.پر اب و تاب از خود راضی، متکبر آمرانه، مغرور، پرطمطراق، toplofty، تحمیل، امیز، high-sounding، مغرور، مآب، خود خواهی، highhanded، بلند.
قله مترادف: اوج اوج، حداکثر محدود، اندام، اوج، اوج، نصف النهار درجه، اوج، اوج، اوج، تاج، آب بالا.قله کوه نشست، اوج، ستیغ...
قمار مترادف: شرط شرط، سهام، خطر غوطه، خطر، در حال پرواز، سرمایه گذاری، گلدان، حول، سرمایه گذاری.شرط شروط، خطر ابتلا به حدس...
قمار، مترادف: هرزگی، دژنره بودن، خواهد بود، شرارت، گناه، فساد، استیصال، viciousness، lechery معاون بد, lewdness اکنون گناه، فساد.
قهرمان مترادف: دفاع از ایستادن برای، مدافع، تمنایی برای رعایت، حفظ، توجیه، گارد، کمک، پشتیبانی، بازگشت به بالا.جویدن جویدن...
قهرمانانه مترادف: بی باک، شجاعانه، شجاع و بی باک، پررنگ، به راسخ herculean، greathearted، آیةالله، dauntless، بی باک، doughty، شجاع، شجاع، گالانت، نجیب.
قوه مقننه مترادف: مجلس، کنگره، مونتاژ، رژیم غذایی، سنا، خانه.قانونی، قانون اساسی و قضایی، دیرینه، jurisdictive، حقوقی، فقهی، مجاز، تجویز می شوند، قابل قبول است.
قوی مترادف: بالا، تحمیل بلند بزرگ غول پیکر، موثر، عظیم، قهرمانانه، با شکوه، sky-high، بالا، بلند،.قوی صدا ناهموار هاردی،...
نقطه: محل، مکان محل نقطه منطقه موقعیت سایت منطقه بلبرینگ، محل, نشان می دهد توجه نشان می دهد، آشکار، اشاره، اشاره، اشاره، مشخص، تاکید، یادآوری، Underscore, sully ادبیاتی، Mar...