غیر قابل توضیح است مترادف: غیر قابل توصیف، indefinable، رفتن؟، وصف ناپذیر، مرموز، مرموز، مبهم، ژرف baffling, گیج کننده inscrutable، مبهم،، numinous occult.
غیر قابل مقاومت مترادف: ، مسحور کننده نیرومند قریب به اتفاق قربانیان, شکست ناپذیر, اغوا کننده دلربا، استادانه، قوی، فوتی و فوری، بی شفقت، مسلم، بيشترى است.
غیر قانونی مترادف: مضر عادلانه، نادرست، ناعادلانه متقلب، ناعادلانهی، غیر اخلاقی، ناروا، غیر اخلاقی، unmoral، اشتباه،...
غیر متعارف مترادف: غیر رسمی نامتعارف، نامقلد، unceremonious، رایگان و آسان نامنظم، غیر معمول، عجیب و غریب, عجیب و غریب، اصلی، آوانگارد, bohemian, رایگان, نوسانی, with-it.
غیر محتمل است مترادف: بعید است نادر محتمل، غیر معمول، تردید، مشکوک، chancy، مخاطره آمیز.
غیر مسئولانه مترادف: غیر قابل اعتماد بی دقتی، undependable غیرقابل اعتماد، غیر قابل پیش بینی، بی ثبات، هوس باز، غفلت، نابالغ، scatterbrained، devil-may-care، بیهوده و بیمعنی، unsettled، harum-scarum.
غیر مستقیم مترادف: پیچ، مارپیچ sinuous،، خورده کج آمیخته، منحنی، پیچ وخم دار، mazy meandering، مارپیچ، sinuate.میدان آمیخته، سیم پیچ، کج و...
غیر معمول مترادف: غیر معمول, نادر، نادر، گاه به گاه، پراکنده, کمیاب, پراکنده, چند, جدا, ناآشنا عجیب و غریب عجیب و غریب عجیب و غریب,...
غیر ممکن مترادف: غیر قابل تصور غیر قابل تصور غیر قابل باور، بعید است، محتمل، بی سابقه، باور نکردنی، عجیب، فوق العاده، متناوب، فوق العاده.
غیر ممکن است مترادف: غیر ممکن غیر قابل تصور غیر منطقی غیر قابل تصور، باور نکردنی غیرواقعی است.
غیر منتظره مترادف: پیش بینی نشده پیش بینی نشده ناگهانی، unlooked-for، undreamed-of، unthought-of، unwonted، اتفاقاتی، تصادفی، شانس، تعجب آور، شگفت آور است.
غیرانسانی مترادف: مشتمل بر: وحشیانه, وحشی, بی رحمانه خونخوار، ظالم، شیطانی، شیطانی، بی رحم، بی عاطفه، pitiless، باطل، متعصب، رهبری،، غیرانسانی.غیرانسانی.
نقطه: نقطه, دایره, نقطه, Speck, نقطه ریزه Blotch سه علامت, ذرات, نشان می دهد توجه نشان می دهد، آشکار، اشاره، اشاره، اشاره، مشخص، تاکید، یادآوری، Underscore, رانش, تم موضوع موتیف،...