شانس دیگر نصیب بایرن مترادف: برش و غفلت و بی اعتنایی، اندکی، rebuff، brushoff شانه های سرد سیلی انزوای توهین، discourtesy.چشم پوشی از غفلت, بی اعتنایی...
شانه مترادف: حمل تحمل مسافت، بسته، حمل و نقل کردن، رعایت، آسانسور، حفظ.فرض کنیم تحمل، قبول، را در پاسخ، تصدیق، اعتراف،...
شانه خالی کردن مترادف: دزدکی حرکت کردن، تقلب، موش، مار، double-dealer، double-crosser، خیانتکار، خبرچین، خائن، welsher.کوچک رمیدن برداشت، به قرعه...
شاهد مترادف: ببینید تجربه، مشاهده، نگاه توجه داشته باشید، متوجه، درک، ببین، مشاهده، سازمان دیده بان، دید، رعایت.bystander...
شاهوار مترادف: شکوه با شکوه پر زرق و برق، با شکوه، اوت، نجیب، با شکوه، شاهوار، رویال، princely، امپریال، مستقل, اقتدارگرا.
شاهکار مترادف: شاهکار، کلاسیک، آشپز d'oeuvre، استاد پیر، زاییده افکار، برنده جایزه، به شمال شرقی همراه فوق العاده.دستاورد دید، بهره برداری، دستاورد قانون، شیرین فوت و فن.
نقطه: محل، مکان محل نقطه منطقه موقعیت سایت منطقه بلبرینگ، محل, گسل کمبود، نقص، لکه دار کردن، انگ بی احترامی کاهش، بی اعتبار ساختن، لکه، لکه دار کردن، لکه، چشم سیاه, نوک...