گذشتن از مترادف: اسکن بررسی، بشکافيم منافذ بیش از، بررسی، چشم، نگاه بیش از، به نگاه، بررسی، اجرا از طریق، بازرسی، کالبدشکافی،...
گذشته مترادف: اخیر, قبلی, قبلی, سابق, اواخر, مذکور, مغبون, quondam.باستانی کهن گذشته، قدیمی، زمانی، سابق، زود، عتیقه، کهنه، منقرض شده، زمان افتخار محترم، بسیار قدیم.تاریخچه، عتیقه، yesteryear، حمايتهاي.
گذشته از مترادف: به استثناء، علاوه بر این،، محرومیت، ذخیره، اما، غیر از دور از جز.
گراب مترادف: rummage، سر و گوش آب، لانه، کشف، جستجو، پژوهش.مواد غذایی victuals نان گوشت کرایه، جیره می خورد.حفاری توان، از بین بردن...
گراز مترادف: آنفولانزای خوک، porker.صدای بوقلمون در اوردن را بیش از گرفتن، ضمیمه، مناسب، commandeer، انحصار، گوشه، arrogate، غصب.
گرافیک مترادف: رنگی، موثر، قابل توجه, روشن, واقعی, گفتن, شفاف و رسا, قاطعانه, به منظره.تصویری، ذهني،، تصویری، diagrammatic نمادین، گویا، جدولی مشخص، تصویر، صریح، نقشه برداری، رسم شده است.
گرامی مترادف: برای مراقبت از عزیز نگه پرورش، ارزش، پرورش، گنج، جایزه، حفظ، حفاظت، حمایت، قدردانی، افراط.
گران مترادف: فراتر از یک وسیله هزینه عزیز گرانبها، قیمت بالا، تند، گزاف، عجیب، گران، سفت، است.
گرانبها مترادف: معشوق، عزیز، گرامی، عزیزم، باارزش، ارزشمند، ستایش، محترم، دوست.overnice، سخت گیر می شه، خاص، بیش از تصفیه شده...
گردابی مترادف: عمیق بی پایان، بی نهایت، بی اندازه بی حساب، عظیم, بیکران، شگفت انگیز، قریب به اتفاق، باور نکردنی، کمال، شدید، بی نظیر، غیر قابل تصور است.
گردان مترادف: گروه ترکان و مغولان، ارتش، توده، ازدحام هنگ میزبان بسیاری تیپ رژه باند پوسه سوار اوباش ازدحام، لژیون.