فهرست اسامی همه مترادف،


  • سوء استفاده مترادف،: مفید، حمایت، احترام و مربوط به تحسین وتمجید، نوع، افتخاری.
  • سوء تفاهم مترادف،: قرارداد توافق هماهنگی، حسن تفاهم، کنکورد.درک مطلب, درک, روشنگری, ادراک, شناخت.
  • سوء رفتار مترادف،: propriety ناشایستی اخلاق، دستگيري، یکپارچگی، نجابت.
  • سوء ظن مترادف،: اعتماد، اعتماد به نفس, ایمان, امنیت, باور.
  • سواد مترادف،: بی سواد، بی اطلاع، نادان، untaught، unschooled.
  • سوار شو مترادف،: بس جلوگیری از شکسته شدن، توقف، ترک، بجنگيد.پیاده شود, زمین, debark, قرار دهید.
  • سوال مترادف،: پاسخ، اطلاع رسانی، دولت، گفتن پاسخ.اطمینان، اعتماد به نفس محکومیت یقین، قطعنامه.پاسخ پاسخ پاسخ، rejoinder، نتیجه.موافق, گواه, تصدیق, تایید, avow.
  • سوخت مترادف،: تعدیل بانک گرسنگی, دلسرد, داغ فرو نشاند، خاموش.دمپر، پتو مرطوب مانع مانعی بر سر راه، عامل بازدارنده، گرسنگی.nonflammable، بی اثر است.
  • سود مترادف،: آسیب مانع مختل، تضعیف، تاخیر، مانع، تضعیف.نقص, مانع, مانع, آسیب برساند.از دست دادن نقطه ضعف، آسیب بدی، نقص، اشکال، ضرر.از دست دادن ضرر ضرر، اشکال، آسیب.
  • سودآور مترادف،: بی ثمر، بی فایده، حاشیه ای.بیهوده، بی فایده unrewarding بی ثمر، مضر، صدمه زدن، از دست دادن.
  • سودا مترادف،: شاد، خوشحال، شاد، گی، سرزنده، جنون.، تشویق امیدوار کننده تشویق خوشبخت و خوشحال.شادی، نیروی حیاتی، خوشحالی، شادی، نشاط.
  • سودمند مترادف،: مضر، مضر و مخرب، بد، baneful، ضرر و بی ثمر است.عوارض جانبی نامطلوب، نامطلوب، ضرر مخرب، مضر است.، محدود متواضع، واجد شرایط، تنگ، سطحی.
  • سوزان مترادف،: دلپذیر خشنود، لذت، لذت بخش تاريخى، تسکین دهنده، لذت بخش.
  • سوزش مترادف،: مرهم, مرهم، نرم کننده, آرام بخش, آرام بخش, شل.آرام، خونسردی، آرامش، لذت، سهولت، quietude، آرامش.
  • سوپر مترادف،: عادی کسل unimpressive undistinguished عابر پیاده، hackneyed.
  • سوگند مترادف،: نيايش, تقوا, برکت, piousness, تحریم.
  • سيری مترادف،: متوسط، معتدل، self-controlled، عاقلانه.sated, slaked, راضی, undemanding.ضربه زننده, داد و بیداد کن, ظریف.
  • سپاسگزار مترادف،: unappreciative، غافل بی اعتنا بی تفاوت، ناسپاس، thankless.
  • سپتیک مترادف،: جوانه رایگان, خالص, ضد عفونی کننده، استریل, زدا.
  • سپر مترادف،: افشای، لخت، کشف، نشان می دهد.به مخاطره می اندازد، imperil، به خطر اندازد.
  • سپری شده مترادف،: شیک، شیک، شیک، with-it، مرسوم، مد روز.
  • سکسی مترادف،: خسته کننده خسته کننده و washed-out و uninteresting، hackneyed،.
  • سکوت مترادف،: voluble پرگو آوازی، خیلی پرحرف، بلندترین.پر سر و صدا، clamorous، پر، با صدای بلند، قابل شنیدن.سر و صدا, اختلال, صدا,...
  • سکولار مترادف،: کلیسایی، مقدس، مذهبی، مقدس.معنوی, خدایی, ابدی, آسمانی.
  • سیاه و سفید مترادف،: شاد و خوشحال و خوش شانس، نشاط آور، خوشبو.روشن آفتابی درخشان، درخشان.
  • سیج مترادف،: احمقانه و بی تدبیر، کم عمق، ساده، احمقانه.ساده لوح، سواد, dolt, احمق, ابله.
  • سیر قهقرایی مترادف،: پت ایستاده، چوب به یک اسلحه.
  • سیرک مترادف،: منفجر نشده، با مته سوراخ کردن، شستشو، مراسم تشییع جنازه.
  • سیستماتیک مترادف،: درهم و برهم نابسامان نظم، درهم و برهم، نامنظم، همخوانی ندارد.
  • سیل مترادف،: قطره، قطره، عدد، کمبود.
  • سیم پیچ مترادف،: واژه plumb راست مستقیم undeviating درست, درست است.
  • سیمان مترادف،: حل جداگانه انحلال، شل، پاره از هم جدا، نابود کردن.متحد, دوست, حامی, قهرمان, مدافع.
  • سیگنال مترادف،: پروفسوري ملالت مبهم، سایه، ill-defined، ضعیف.
  • شات مترادف،: شدید, تازه, پر انرژی, قوی, گل.
  • شاخی مترادف،: تازه، اصلی، غیر معمول و پیچیده و فوق العاده، قابل توجه است.
  •