فهرست اسامی همه مترادف،


  • رسم مترادف،: محدود کردن, کاهش, abridge, کوتاه, نتیجه گیری, سفت.
  • رسمی مترادف،: غیر رسمی تردید نامطمئن مشکوک، غیر رسمی، گاه به گاه.فرض عجیب و غیر متعارف، نامنظم، غیر معمول و غیرمتعارف، نامقلد، به نامتعارف، غریب.
  • رسوايی مترادف،: محترم قابل تحسین براورد، high-principled، متفکرين.
  • رسوایی مترادف،: افتخار، فضیلت خلوص اشراف high-mindedness یکپارچگی، قداست است.افتخار اعتباری پراید, شکوه, حرمت.
  • رسید مترادف،: حذف رد طرد، اخراج، انتشار.
  • رسیدن به مترادف،: شکست miscarry بنیانگذار، رنه، بردارند.شکست در کوتاه مدت سقوط، از دست دادن برانند،، هنوز.
  • رسیده مترادف،: عدم آمادگی unready نا مناسب، disinclined، بدهي.خام سبز نارس, مناقصه, جوان, زودرس.
  • رشته مترادف،: کمک, همراه, اسکورت, محافظت, ایستاده.
  • رشد مترادف،: زوال ماکولا رگرسيون، روندى، پوسیدگی.کاهش, کوچک, کاهش, کاهش, کوتاه شدن.شدنیوزیلند، شکست، مرگ، افول، افتادگی، پژمرده.موفق، در کوتاه مدت سقوط را از طریق سقوط بدتر، سقوط.
  • رشد کامل مترادف،: نابالغ نوجوان کال توسعه نیافته، جوان، سبز.
  • رضایت مترادف،: دگراندیشی شی demur، انکار، مخالفت کردند.نارضایتی، ناراحتی، نارضایتی، تنفر، می خواهم.اختلاف، مخالفت, انکار, مشروحاً،, وتو, امتناع.
  • رضایت بخش مترادف،: رضایتبخش عام ناکافی ناامید کننده, کافی, میخواستند.ناصواب مجبور رضایتبخش، دردناک، ناخوشایند سوزان.
  • رضایت خود را مترادف،: انتقاد self-hatred اضطراب، احساس گناه، تواضع، حیا.
  • رضایتبخش مترادف،: رضایت بخش, کافی, کافی, مناسب, مناسب خشنود.
  • رطوبت مترادف،: خشکی خشکی.خشکی، خشکی، dehumidification، خشک.
  • رعايت مترادف،: nonobservance، بی اعتنایی، پیش فرض، نقض، حذف، فرار از پرداخت.
  • رعایت مترادف،: حمله کردن و تحقیر نمودن، لکه دار کردن، شکست، رها.اجازه پایین، خراب کردن، اجازه سقوط.
  • رعد و برق مترادف،: ، آهسته تدریجی آرام عمدی مردد، تنبل.
  • رعیت مترادف،: رئیس, حاکم, ارباب, بالا سگ استاد.
  • رغبت مترادف،: دوست نداشتن, antipathy, بی, نارضایتی است.vapidness بی مزه بودن گین، کندی، خستگی، blandness.دوست نداشتن نخواهند رفت، اجتناب از متنفر هستند، تنفر.
  • رفاه مترادف،: افسردگی، رکود اقتصادی دوران سخت شکست، می خواهم، فقر.سختی، سختی، زجر، ill-being.
  • رفتار مترادف،: impoliteness، discourteousness، پرورش بد درشتی.مدافعین کربلا، blamelessness، faultlessness، بی گناهی، unimpeachability.
  • رفتار و برخورد مترادف،: اجتناب از، اجتناب، دوست نداشتن، صحرا، بخش شرکت.
  • رفتار کردن مترادف،: بالا بردن افزایش افتخار، تسبيح، ترویج، ارتقاء، باد.
  • رفتن مترادف،: فتح و پیروزی، موفقیت، رشد، رستگار.
  • رفتن را از طریق مترادف،: ذخیره، حفظ، حفظ، حفظ، سرمايه بخشيد.
  • رفتي مترادف،: از دور، حضور به حل و فصل، در عمل، آدرس.افسون, پیروزی, خلع سلاح, جذب.
  • رفع مترادف،: شل, لغو, unfasten, حذف, قطع.شکستن, اشک, تقسیم, مثله می, آسیب.
  • رفع خستگی مترادف،: deadening، stultification و خستگی و کندی و مرگ کاذب، devitalization.
  • رفعت مترادف،: دل تنگی و افسردگی و اندوه و سودا، بدبختی است.,
  • رقابت مترادف،: همکاری, همکاری, کار تیمی, اتحاد, مشارکت, ائتلاف.
  • رقابتی مترادف،: concerted تعاونی، مشارکتی و مؤتلفه،، مفید، نداریم.
  • رقت انگیز مترادف،: کافی, محترم, قدرتمند, برتر, افتخار, کافی است.دلخواهی خوشبخت شاد، موفق و شکوفایی.
  • رقیب مترادف،: تعاوني همکاری وابسته همراه متفقین.همکار همکار، شریک، شریک هم تیمی، متحد، همدست.
  • رقیق مترادف،: تقویت تمرکز تصفیه، تقطیر، متراکم، پاک کردن.
  •