ذاتی مترادف،: به دست آورد آموخته superimposed غیر طبیعی، بیرونی، بیگانه خارجی.بیرونی سطحی، بیگانه, تحمیل, وارد, زاید, مکمل.بیرونی، بیرونی، بیرون، خارجی، به دست آورد، سطحی.
ذخیره مترادف،: قربانی تسلیم، رها، رها کردن از دست دادن، شکست.صرف نگذشته، پراکندگی، پاشیدن پراکنده، زباله.
ذهن مترادف،: نافرمانی, مخالف, مقاومت, شورشی.غفلت, از دست دادن بینایی از, رها, کویر.نادیده گرفتن، چشم پوشی، جست و خیز، اخراج.
ذهنی مترادف،: هدف، بی فاعل، واقعی و قابل اثبات است.بی طرفانه, خراب, جدا, بی طرفانه، خنثی.
ذوب مترادف،: جمع آوری، رشد، به نظر می رسد، گرد هم می آیند، با گلوله برف زدن.تشدید، فولاد، سفت، embitter، سخت.مسدود کردن سخت تحکیم، دلمه شدن، تنظیم.
ذوق مترادف،: مبتذل، توهین آمیز، ناخوشایند، بی مزه است.
رئیس مترادف،: برای کار، کمک، کمک، کمک، دنبال.پایین ترین, حداقل, آخرین, کوچکترین, کوچکترین.تابع، کارگر کمک دستیار، دست.وابسته, بنده, نفر, پیرو.
را انتخاب کنید مترادف،: کاستن، آرام, دانلود, ساکت, لغو.معمولی, معمولی, متوسط, تصادفی.رد به نوبه خود چشم پوشی، تصویب بیش از.در بدترین حالت, رد, رد درده، شناور، cull.تصویب بیش از, ترک, نادیده گرفتن, رد, رد.
نقطه: Sully ادبیاتی، Mar نخواهم، لکه دار کردن، Stigmatize، بی اعتبار، لام، تهمت، پاكدامن، Blacken, جزئیات مورد گام، خاص، نمونه بخش قطعه مقاله، بخشی, نوشتن توجه داشته باشید، ضبط، ثبت...