فهرست اسامی همه مترادف،


  • دولت مترادف،: هرج و مرج، هرج و مرج، شورش، بی قانونی، پوچي، قيام.
  • دوم مترادف،: تازه, جدید, دست نخورده, unworn, بکر.اولیه، عمده، نخست اول پیشرو, اصلی, اصلی, بسیار مهم است.نزدیک، مستقیم.مخالفت با مانع تضعیف، دلسرد.
  • دچار سوء تفاهم مترادف،: درک، درک، را مشاهده کنید، درک عمق، استاد، درک.
  • دگراندیشان، مترادف،: conformist, مؤمن, پیرو, گوسفند, ادم هرزه.
  • دگرباشان جنسی مترادف،: می شود, امن, تقویت, اطمینان, پشتیبانی.عادی و رایج و معمول، آشنا، عادی.طبیعی تشکیل شده، عاقل، self-possessed و متعارف.ثبت اختراع، ساده، آشکار، واضح است.
  • دیدارهای مترادف،: گل شاهديد شکوفه، ظهور، نیمروز، قدرت، بهداشت و درمان.
  • دیداری مترادف،: مخفی، غیر قابل مشاهده محسوس پنهان تحت پوشش، پنهان.
  • دیدن از طریق مترادف،: رها، رها، ترک کویر در تلو تلو خوردن.ترک، بردارند.
  • دیدنی مترادف،: کسل کننده، خسته کننده، uninteresting، so-so اهلی.
  • دیرتر از موقع مترادف،: ، زود بهنگام وقت شناس، سریع، سریع.
  • دیرینه مترادف،: سطحی, skin-deep, کم عمق, alterable, تغییر, eradicable.کوتاه مدت, موقت, کوتاه, عبور گذرا و زودگذر.
  • دیزی مترادف،: محتاط، متفکر، پایدار، سطح به رهبری.
  • دیوانه مترادف،: گویا، شفاف، صدا، مسئول.سالم و متعادل و منطقی، شفاف، صدا.تشکیل شده، self-possessed, level رهبری, هوشیار.apathetic, بی تفاوت،...
  • دیوانگی مترادف،: بی تفاوتی، بی تفاوتی، nonchalance، حالتی، impassivity، مرگ کاذب، داغ.نرمال، ثبات، تعادل، self-possession، عاقلی.
  • دیوید، مترادف،: مصمم و عمدی و قوی، پررنگ، محکم، شجاع.
  • دیپلماتیک مترادف،: tactless، بی ادب، پرتگاه، ناگهانی، ساده صحبت، unceremonious.
  • دیکتاتور مترادف،: روشنفکر لیبرال دموکراتیک، معقول، انعطاف پذیر، متحمل.
  • دیکتاتوری مترادف،: مجاز زیاده متحمل، anarchic، کفر آمیز، گمراه.
  • دیگر مترادف،: کمتر، کمتر است.دوست، یکسان و مشابه، همان.لباس, مانند همگن گدازنده خاص، unmixed،.
  • دیگرگونه مترادف،: مناسب، شدن مداوم و هماهنگ است.
  • ذاتی مترادف،: بیرونی، بیرونی، بیرون، خارجی، به دست آورد، سطحی.به دست آورد آموخته superimposed غیر طبیعی، بیرونی، بیگانه خارجی.بیرونی سطحی، بیگانه, تحمیل, وارد, زاید, مکمل.
  • ذخیره مترادف،: صرف نگذشته، پراکندگی، پاشیدن پراکنده، زباله.قربانی تسلیم، رها، رها کردن از دست دادن، شکست.
  • ذهن مترادف،: نادیده گرفتن، چشم پوشی، جست و خیز، اخراج.غفلت, از دست دادن بینایی از, رها, کویر.نافرمانی, مخالف, مقاومت, شورشی.
  • ذهنی مترادف،: هدف، بی فاعل، واقعی و قابل اثبات است.بی طرفانه, خراب, جدا, بی طرفانه، خنثی.
  • ذوب مترادف،: تشدید، فولاد، سفت، embitter، سخت.مسدود کردن سخت تحکیم، دلمه شدن، تنظیم.جمع آوری، رشد، به نظر می رسد، گرد هم می آیند، با گلوله برف زدن.
  • ذوق مترادف،: مبتذل، توهین آمیز، ناخوشایند، بی مزه است.
  • رئیس مترادف،: برای کار، کمک، کمک، کمک، دنبال.وابسته, بنده, نفر, پیرو.تابع، کارگر کمک دستیار، دست.پایین ترین, حداقل, آخرین, کوچکترین, کوچکترین.
  • رئیس اطراف مترادف،: ارسال به تعظیم، تسلیم، ناگزیر،.
  • را مترادف،: نابود کردن, خراب, بین بردن, پیاده کردن.انتشار اجازه رفتن, رایگان.رد, امتناع, به نوبه خود, دور انداختن.
  • را از طریق سقوط مترادف،: کار, تحقق, موفق, ثمر.
  • را انتخاب کنید مترادف،: در بدترین حالت, رد, رد درده، شناور، cull.کاستن، آرام, دانلود, ساکت, لغو.رد به نوبه خود چشم پوشی، تصویب بیش از.تصویب بیش از, ترک, نادیده گرفتن, رد, رد.معمولی, معمولی, متوسط, تصادفی.
  • را به مصلوب کردن مترادف،: تسکین, آسایش, کنسول, tranquilize, ساکت, assuage.
  • را تغییر دهید مترادف،: حفظ، stet ادامه.
  • را خاموش مترادف،: کم کردن، کاستن سقوط زمین را از دست، تاخیر.بازگشت, دوباره, ظهور, زمین.
  • رابطه مترادف،: استقلال، انزوا، separateness.بخش، رخ, جدایی, فصل, نقض, تقسیم.
  •