فهرست اسامی همه مترادف،
سر مترادف، : ضعف، بی کفایتی، feebleness، بی کفایتی.غیر عملی, آرمان, رویایی, خیالی.سر سخت مترادف، : نخی شکل، دانه دار، شل، شکننده.تغییر، لشکر، بازده، سهل انگاری، متزلزل.سر و صدا مترادف، : رستگاری حفظ مرمت، حفاظت، ایجاد.مخفی نگه داشتن آرام نگه دارید پنهان کردن، پنهان کردن، پوشش.آرام, آرامش, سکوت, آرامش, سکون.سر گردانی مترادف، : تصمیم گیری، حل و فصل، حل و فصل، را انتخاب کنید.سراسر بوش ضرب و شتم مترادف، : به نقطه، گرفتن صورت تا به مدتها آمده مقابله با، چهره می آیند.سراسرجهان مترادف، : تشویق hearten، فولاد، عصبی، تقویت پشتیبانی، abet.سرب مترادف، : نقطه ضعف مانع نقص، بار، مانع.غلط، انحراف، شاه ماهی قرمز، حواس پرتی.followership ناحیه، خدمات.سربازان مترادف، : شهروندان، شهروندان، شهروندان.سربی مترادف، : روشن, متحرک, با نشاط، دارای سرور و نشاط, شناور.شناور, روح, دارای وزن مخصوص کم, نور, lightsome.سرخوردگی مترادف، : تحقق موفقیت ثمر، دستاورد، تشویق، حصول.سرد مترادف، : گرم تابستانی, دارای خاصیت مرهم, بردبار, شرجی.دوستانه warm-hearted غیررسمی، مهربان، folksy، دلسوز، دلگرم کننده است.شاد,...سردرگمی مترادف، : سفارش, سازمان, سیستم, neatness, tidiness.وضوح، دوره سلامتی و هوشیاری، سادگی، plainness.سرزندگی مترادف، : کمبود عدم نیاز به, نارسایی, meagerness.dreariness، دلسردی، grimness، هیبت، افسردگی، افسردگی، glumness.سرزنش مترادف، : ستایش، تصویب و تایید و تحریم و تحسین، پشتیبانی.ستایش تایید تشویق، حمایت، تحسین، تایید.تصویب, تایید, ستایش, تقدیر.اعتماد به نفس, شکوه, افتخار, شهرت.تایید, تایید, ستایش, ستایش.سرسبز مترادف، : پراکنده بی ثمر خشك، ناچیز است.سرسختی، مترادف، : docility، tractability، pliancy، تطابق، submissiveness، انعطاف پذیری.سرشار مترادف، : خالی خالی unpopulated، اشغال.گرسنه، بسیار گرسنه، un-sated، گرسنه.سرعت مترادف، : به آرامی، به تدریج, عمدا, tardily, بعد, پس از آن.کندی کندی، سکون، تنبلی.dawdle، خزش، خزیدن, اینچ, loiter, تاخیر.سرعت بالا مترادف، : سرعت پایین، کاستن, مانع, مانع, ترمز.سرعت بخشیدن به مترادف، : آهسته كه ترمز، بگیرد، آرام، کاستن، تاخیر.سركشان بازگشتگاهى مترادف، : deferential، ادب، احترام، مدنی، مطیع، مودب.سرمازدگی مترادف، : تشویق، اشتراک، پرورش، علاوه بر این، ترویج، پیشبرد.سرمايه بخشيد مترادف، : پراکنده اسراف، صرف، پراکنده استفاده کنید تا، زباله.سرند مترادف، : تشویق، gladden، درمان، تسکین، بویه.شادی, جشن, لذت, exult, شادی کردن.سرنگونی مترادف، : افزایش صعود برج، ساخت، با هم، ساخت.سرور و نشاط مترادف، : سودا, غم, اندوه, بدبختی, افسردگی, افسردگی.سرکش مترادف، : انعطاف پذیر، سازگار، تعاونی همش لشکر و سازگار است.تابع تسلیم، مطیع، فرمانبردار لشکر، کنترل، دلنشین.، بازده آسیب پذیر و ضعیف، irresolute.سرکش یا طغیانگر مترادف، : متمایل لشکر مطیع، governable، مطیع، biddable.سرکوب مترادف، : آزادی آزادی آزادی.اجازه, اعتبار, تحریم, حفظ, تقویت.تشویق، ملتهب، غذا، سوخت، آتش.abet، تحریک, بیدار, شد,...سرکوبگر مترادف، : ناچیز, ملایم, آرام, آسان, نرم.، تشویق بسیار دلگرم کننده تشویق propitious، ترمیمی.سرگردان مترادف، : مطابقت داشته باشد, دنبال, پا علامت.سرگرم کننده مترادف، : ، کسل کننده خسته کننده، خشک، صاف، uninteresting.خستگی کندی الآن،، tedium، یکنواختی.خسته کننده، کسل کننده، uninteresting،...سریال مترادف، : ناپیوسته، متناوب، بی نظم، نامنظم.سریع مترادف، : عمدی آهسته, الحسین, تنبل, بی اثر, torpid, غیر فعال،، خزش، plodding.، آهسته تدریجی بی شتاب عمدی، تنبل.slack، لنگی بی حال...سزاوار مترادف، : بی جا، ناعادلانه، عادلانه، ناموجه است.