فهرست اسامی همه مترادف،


  • شخصیت مترادف،: هیچ کس, nonentity, است, صفر, بطلان, بکشید.
  • شد مترادف،: سرکوب سبزها بررسی، سرکوب، جلوگیری، سرکوب، تعدیل، جلوگیری از.
  • شدت مترادف،: کمی، کمی، حداقل به ندرت به ندرت، به سختی.انتقادی disparagingly مراجعه کننده لقاری، بی تفاوتی، reservedly.ملایم, به آرامی, مهربانی, leniently, شکر خدا.ضعف پوکى گرائى، سستی، خنکی.
  • شدند مترادف،: عقب نشینی، حالا، واگرا، جدا کردن.
  • شدنیوزیلند مترادف،: شکوفا, شکوفه, luxuriate, رشد, رستگار.تظاهرات بازیابی، جوشیدن احیای، تازه.
  • شده مترادف،: مطابق, رعایت, اطاعت, توجه, رعایت.احترام به افتخار اعتماد به نفس، احترام لنین، گرامی داشتن.
  • شدید مترادف،: اتصال، ضمیمه، عضویت، متحد کردن.ادامه, حفظ, نگه داشتن.خشک، ترد، رطوبت رایگان، خشک.متوسط، ملایم، خفیف، به خطر...
  • شر، مترادف،: جهنمی افتضاح، رانده، بد بخت، بدبختی، محکوم به فنا است.
  • شرارت مترادف،: rectitude ناشایستی فضیلت، قداست، یکپارچگی، بازداشتش.
  • شرجی مترادف،: سرد، سرد، سرد و نیروبخش، شادی بخش، به درآمد، تونیک، نیرو.
  • شرم مترادف،: افتخار، تسبيح، ستایش، جلال.افتخار جلال تعالی.غرور رضایت خود را، خود عدالت.
  • شرم آور مترادف،: بزرگوار, محترم, معتبر, براورد.
  • شرمنده مترادف،: افتخار، متظاهر, برنزی, بی حیا, عاری, شرم.
  • شروع مترادف،: حل کردن, شکستن, نابود کردن, نزدیک.پایان، ختم و windup و نتيجه و حاصل، اوج.نتیجه گیری توقف، محو، افول می میرند،...
  • شرکت مترادف،: بی ثبات, نوسان لرزان قرار دارد، چالاک.بلاتکلیف, irresolute, نامشخص, ضعیف، دلند، متزلزل.
  • شسته و رفته مترادف،: بی دست و پا، دست و پا چلفتی ناشایست، unskillful، بی اثر است.slovenly, درهم و برهم, خشن, نظم.
  • شطرنجی مترادف،: ، لباس محدود حتی tenured یکنواخت unvaried, حادثه.
  • شعارهاى مترادف،: مهربان، سخاوتمند، خوبی، خیرخواه، خیریه، مهربانی.
  • شعله مترادف،: آرام بجوش و خروش آمدن خنک کردن، فروکش کردن.
  • شعله ور شدن مترادف،: قرارداد, باریک, نزدیک, کوچک, متراکم.آرام خنک کردن، بجوش و خروش آمدن، استراحت، فروکش فروکش کردن، کاهش، افول.
  • شعور مترادف،: ، تیز سریع, باهوش, هوشمند, هشدار.
  • شفاف مترادف،: ، گیج کننده نامشخص، تیره، ناخوانا، فازی، مرموز، مبهم است.مات تیره ابری فیلم رنگ، پوشش داده شده است.ظریف، غیر...
  • شفقت مترادف،: شدت خشونت antipathy، وحشیگری، ظلم، گریزی.
  • شل مترادف،: سفت, تقویت, افزایش, تقویت.زندانی، سردسته enchain افسار، ضبط.سخت سفت، سفت فشرده سازی، متراکم، پرپشت.کراوات متصل، قلاب، غل ببندید، یوغ، fetter.
  • شل و ول مترادف،: قابل توجهی قوی, جامد, قابل استفاده خوبی ساخته شده، well-built، با دوام.، قانع کننده دارای قدرت و زور موثر محتمل محسوس، قابل قبول.شرکت مناسب عضلانی، قوی، جامد، قوی.
  • شل کردن مترادف،: تنش تنگی tautness، کشش، کشش.فعالیت, شلوغی, راش, اعمال, نشاط.مراقب سخت با وجدان، توجه، دقیق.زمان تنگ و محکم بسته شده و انعطاف ناپذیر، سفت و سخت.سریع مشغول فعال, شلوغ, با فشار دادن.
  • شلخته مترادف،: شیک و ظریف و خوش لباس, شیک, هوشمند, ذوق, soigne.
  • شلوغی مترادف،: آرامش, آرامش, آرامش, آرامش, حفظ خونسردی.
  • شم مترادف،: معتبر، واقعی، واقعی، صادقانه، مشروع.صحت، اصالت، صداقت، صداقت.
  • شما مترادف،: انکار، تناقض، رد.اما سرنگونی تضعیف، تناقض، شکستن.از درجه اعتبار ساقط, لغو, لغو.
  • شمع مترادف،: پراکنده، گسترش، خالی کردن، پراکندگی، توزیع، strew.
  • شمع تا مترادف،: پراکنده، پراکنده, زباله, صرف, سطح پراکنده.
  • شن مترادف،: بزدلی و ترسویی، فانک، پا، faintheartedness، fearfulness.
  • شناخت مترادف،: اتوپيست، uninitiated, تمام, ساده, ingenuous.مبهم, undiscerning, shortsighted, غیر حساس.
  • شناخته شده اي مترادف،: مبهم، مبهم، نامعلوم، تردید، نامشخص، مشکوک.
  •