فهرست اسامی همه مترادف،
شکوه و جلال مترادف، : drabness، shabbiness، کندی، dreariness بدون زرق و برق.نازایی خشکی خشکی، sparseness، exiguity.شکیبایی مترادف، : نامردی، بزدلی و ترسویی، faintheartedness، فانک، وحشت، ضعف، پا.شگرف مترادف، : بمیرد، کوچک، picayune، قلیل، کافی نیست.شگفت انگیز مترادف، : عادی معمول طبیعی متوسط، انتظار می رود، آشنا.کوچک، کوچک، بمیرد، خفیف، کوچک، کوچک، dainty.شی مترادف، : مدافع, توجیه, دوم, حمایت, تقویت, به نفع.تأیید تحسین موافقم، پشتیبانی، دعوت.نیستی، فضای خالی، توهم، خلاء، سایه.شیب مترادف، : ، تخت، دشت، سطح افقی، سطح.افقی سطح هواپیما مسطح، ساده.ظهور, صعود, صعود, شناور, اوج.شیب بسیار بد مترادف، : خوش رفتار، فرشته، خوب، مطیع و تسلیم، احترام.ساده، واضح است، آسان، خسته کننده، unchallenging.شیب دار مترادف، : آرام تدریجی مبتدی، نورد، کم، شیب.ارزان، متوسط، کم، ارزان.شیر مترادف، : بی بنیه، ترسو, کراون, milquetoast, ماوس, خواهر.شیری مترادف، : , روشن آبکی شفاف بی رنگ است.شیرین مترادف، : ناخوشایند توهین آمیز ناگوار لحنی، دافعه، توهین آمیز.تند و زننده، پیچیده، choleric، هیدروکسید سدیم، بد خلق، تند، لجوج.اسید، acerbic، سخت، طعنه آمیز.ترش، ترش، شارپ، acerbic، تند خو.شیرین کاری مترادف، : تحریک، تشویق، نیروی.شیشه ای مترادف، : معنی دار، فصیح معني درخشان، روشن، بیانی.شیطان مترادف، : فرشته سرف کروب، فرشته، سنت.فرشته، سنت، معیار ایده آل، عروسک.tyro, مبتدی, یادگیرنده, bungler.خوب مطیع, زورگویی نافرمان، governable، سازگار است.فرشته سنت کروب، معیار.شیطان صفت مترادف، : آسمانی, آسمانی, فرشته, seraphic, godlike, با شکوه.شیطانی مترادف، : فرشته با فضیلت صالح، خیرخواه, خوب, آسمانی است.فرشته cherubic مقدس معنوی، خالص، خوب، انسانی است.شیطنت مترادف، : خوش خیم propitious مطلوب، خیرخواه، درودی.خوش رفتار منظم مطیع, قابل کنترل، آرام.شین مترادف، : کندی مات، کدر کند.شیک مترادف، : هشدار، سپری شده، کهنه رنگ ورو رفته قدیمی قدیمی، کهنه.بی دقتی, حمل, slapdash, uncritical, درهم و برهم, درهم و برهم.درهم و برهم، درهم و برهم، کثیف، slovenly، خشن، کهنه.شیک و مد مترادف، : تند و برهنه و ساده، فروتن، یدکی.شیک پوش مترادف، : افتضاح، وحشتناک، فاسد، بدبخت.صادق مترادف، : ، تقلب جعلی جعلی ثابت جعلی، ساختگی.فریبکارانه کارانه، دروغ، نادرست، طرح ریزی ریاکارانه است.صادقانه مترادف، : ریاکار مانور دورو، فریبکارانه، janus-faced، شبیه سازی، جعلی.صاف مترادف، : roughen, rumple, crinkle, furrow، چروک، کروگیت, serrate, ریج.تشدید، تحریک، تحریک کردن، تحریک، عذاب.چین و چروک, ریگ دار, ساینده،...صالح مترادف، : ناکافی, فاقد, کمبود, کوتاه.بی کفایت ناشایست، ماهر، بی تجربه.صبح مترادف، : غروب آفتاب گرگ و میش شب، بعد از ظهر، بعد از ظهر.صبر مترادف، : عدم تحمل, peremptoriness, strictness, سردی.بی قراری، کنيد، بی حوصلگی، عصبانیت، hastiness، impetuosity.صبر کنید مترادف، : شروع، شروع, شروع, سر, recommence.صبرکن، مترادف، : کوچک، نحیف, کافی, بی, قلیل.غیرجذاب, زشت, ill-favored, ناگوار, ناصواب.صحت مترادف، : بی اعتباری براند احساس عدم واقعیت، untruthfulness، untrustworthiness، شام، spuriousness، falsity.mendacity، نادرستی، deceitfulness، دروغ، دورویی.صدا مترادف، : لرزان، نامطمئن، مخاطره آمیز، ناپایدار است.نامتعارف محکوم، اثبات نشده، نظری.ضعیف، ضعیف، آسیب دیده، غیر قابل استفاده، خارج از دستور، از کمیسیون.جزئی، مجمل، بی اثر است.احمقانه, احمقانه, بی معنی, دیوانه.صدا خفه کن مترادف، : بالا بردن, روشن, لهجه, سوپ.نپیچیدن, کشف, فاش, برهنه دراز.صداقت مترادف، : بی احترامی کردن ایمانی، نادرستی، فساد معاون معیوب بودن.فریب تظاهر falsity، کلاهبردارى تقلب chicanery.بخش تکه تکه شدن, تبعیض نژادی.نفاق، نادرستی، insincerity، دورویی، double-dealing، dis-ingenuousness.صدها دانش آموز مترادف، : ، سرعت غیر فعال و خسته و کسل کننده، تنبل.drab صاف یکنواخت uninteresting, خسته کننده، خسته کننده.صراحت مترادف، : uncertainly، مبهم ضمنى دوپهلو، بطور نامشخص است.سروپا ابهام ابهام، deviousness.