فهرست اسامی همه مترادف،


  • شناسایی مترادف،: چشم پوشی از دست بی اعتنایی، غفلت، نادیده بگیرد.
  • شناور مترادف،: نزول, تبادل نظر, آمار پایین, غرق, زیر.افسرده، مايوس, کم, یادآوری, بدبین.احترام، مطابق با اطاعت به تسلیم، پیروی کنند.
  • شنگرف مترادف،: شاد، مدنیت، genial، دلپذیر، شاد.
  • شنیع مترادف،: جذاب, جذاب, دارای اثر تسکین دهنده, دعوت لذت بخش و دلپذیر است.
  • شهادت مترادف،: تناقض, رد, gainsay, controvert.
  • شهرت مترادف،: گمنامی، ناشناس ماندن، بازنشستگی، انزوا.گمنامی، ناشناس ماندن، بی احترامی کاهش، بی اعتنایی.
  • شهروند مترادف،: خارجی، بیگانه، خارجی، out-lander، مهاجر، بازدید کننده، گذرا.
  • شهری مترادف،: دهستان حومه روستایی، countrified، روستایی است.دهستان countrified روستایی، روستایی، pastoral.
  • شهوت مترادف،: خلوص، عفت، تقوا، پاکدامنی.
  • شهوت انگیز مترادف،: پاکدامن مجرد prudish قاره، ترککرده، virginal.ضعیف, ضعف نحیف ناسالم، بمیرد.
  • شهوت پرست مترادف،: پاکدامن، مجرد، خالص، ترککرده، monkish، دست نخورده.
  • شهوتران مترادف،: زاهدانه monkish ایثارگرانه،، مهار.
  • شوخ مترادف،: احمق کسل کننده آهسته منفرجه مشکل بی شعور، شعور است.
  • شوخ طبعی مترادف،: حماقت حماقت حماقت، حماقت، fatuity، جنون.
  • شور مترادف،: بی تفاوتی, خستگی, پارگی, خنکی, حالتی, الآن،.های الهام گرفته، خسته کننده، قدیمی، تصفیه شده و ظریف، prudish.عجله, rashness, thoughtlessness, imprudence, مسامحه, گرائى.
  • شور و شوق مترادف،: بی تفاوتی, half-heartedness, بی تفاوتی, خنکی, listlessness.
  • شورش مترادف،: اطاعت, رعایت, همکاری, کاپیتولاسیون.جذب، افسون، فریب، لطفا.اطاعت تسلیم مصالحه، صلح، سرکوب.اطاعت, مطابق, همکاری.
  • شورشی مترادف،: اطاعت مطابق مطابقت داشته باشد، ارائه، وفق دهند.conformist, وفادار, yes-man, myrmidon, برده.
  • شوق و شعف مترادف،: دل تنگی هوشیاری افسردگی، اندوه، افسردگی.
  • شوم مترادف،: اقیانوس آرام، بی ضرر، اطمینان، آرامش، heartening، دارای اثر تسکین دهنده.خوشبخت فرخنده امیدوار کننده خوش خیم, درودی، خوب است.فرخنده propitious مطلوب، felicitous، تشویق، خوشحال است.
  • شوهر مترادف،: زباله, اسراف, اسراف, پراکنده, پراکندگی, پاشیدن.
  • شپشو مترادف،: برتر و درجه اول، درجه، شایسته، قابل تحسین، کیفیت.تمیز، خالص، بکر، معصوم.
  • شک مترادف،: اخلاص یقین اعتماد، باور، اعتقاد، تضمین.باور اعتماد، اعتبار، قبول ایمان قرار داده، تکیه می کنند.قابل اعتماد، صادق, قابل اعتماد, باور, قابل اعتماد.اعتماد، تکیه می کنند قبول اعتبار، اعتقاد دارند.
  • شکاف مترادف،: پیوستن به بستن ترمیم، جلوه، گره، کوک.
  • شکست مترادف،: ، سر و صدا، آمار موفقیت، پیروزی، برنده، موفقیت.موفقیت، پیروزی، پیروزی، فتح، دستاورد، رفاه، ثروت، شانس،...
  • شکست مفتضحانه مترادف،: موفقیت، پیروزی، پیروزی، دستاورد، آمار، کودتا، سر و صدا.
  • شکست ناپذیر مترادف،: آسیب پذیر، خطاپذیر, ضعیف, محافظت نشده, دفاع, ناتوان.
  • شکستن مترادف،: تعمیر، سرویس، تعمیر، تعمیرات اساسی، حفظ.در پاییز کوتاه, دست, شکست, دست و پا کردن.افزایش تشدید را تشدید کند، سرعت بخشیدن به.رعایت, دنبال, اطاعت, احترام, مطابق با.
  • شکسته مترادف،: کل, دست نخورده, بی عیب و نقص, صدا.بی unbowed شکست ناپذیر، بی باک، مصمم، سرکش.کار، کار، عامل در تعمیر.
  • شکنجه مترادف،: راحتی، تسکین، لطفا، سهولت، تسکین، solace.لذت، لذت، سعادت، آسایش، رفاه، رفاه.
  • شکننده مترادف،: سخت، سخت و جامد، unbreakable.جامد, شرکت, نشکن، انعطاف پذیر، جمع و جور، قابل توجهی, ناهموار.قوی محکم با دوام نشکن، انعطاف پذیر، شرکت، قوی.آرام، دلپذیر، بی خیال، اهمال.
  • شکوفا مترادف،: پژمرده تضعیف شکست، خشک، خشک شدن، کاهش، افول.
  • شکوفایی مترادف،: رکود اقتصادی، کاهش شیب رکود، افسردگی.
  • شکوفه مترادف،: افول، رویم, فروپاشی, شدنیوزیلند, زباله دور.
  • شکوه مترادف،: دل تنگی, تاریکی, ابهام, تاری, سایه, dimness.رسوایی، بی احترامی کردن رسوایی تحقیر،، شرم، abasement.
  •