شپشو مترادف،: تمیز، خالص، بکر، معصوم.برتر و درجه اول، درجه، شایسته، قابل تحسین، کیفیت.
شک مترادف،: قابل اعتماد، صادق, قابل اعتماد, باور, قابل اعتماد.باور اعتماد، اعتبار، قبول ایمان قرار داده، تکیه می کنند.اعتماد، تکیه می کنند قبول اعتبار، اعتقاد دارند.اخلاص یقین اعتماد، باور، اعتقاد، تضمین.
شکاف مترادف،: پیوستن به بستن ترمیم، جلوه، گره، کوک.
شکست مترادف،: برنده, ویکتور, موفقیت, achiever.آن را برنده تمام پولها، موفق از طریق آمده، کلیک کنید.پیشرفت پیشرفت به دست آوردن،...
شکستن مترادف،: افزایش تشدید را تشدید کند، سرعت بخشیدن به.در پاییز کوتاه, دست, شکست, دست و پا کردن.تعمیر، سرویس، تعمیر، تعمیرات اساسی، حفظ.رعایت, دنبال, اطاعت, احترام, مطابق با.
شکسته مترادف،: کل, دست نخورده, بی عیب و نقص, صدا.بی unbowed شکست ناپذیر، بی باک، مصمم، سرکش.کار، کار، عامل در تعمیر.
شکننده مترادف،: آرام، دلپذیر، بی خیال، اهمال.سخت، سخت و جامد، unbreakable.قوی محکم با دوام نشکن، انعطاف پذیر، شرکت، قوی.جامد, شرکت, نشکن، انعطاف پذیر، جمع و جور، قابل توجهی, ناهموار.