فهرست اسامی همه مترادف،
شاد مترادف،: دلگیر، لجوج، غم انگیز، morose، بدبین، افسردگی میکردم.غمگین, ناراضی, سودا, افسرده.شاد و خرم مترادف،: تنبل، کسل کننده، moping، morose، ناصاف، سنگین، كلوخي.شاداب مترادف،: apathetic، بی حال و بی تفاوت، سرد، بی حرکت، کلفت.شادی مترادف،: مشکل، نگرانی، ناامیدی، رنج.اندوه دل تنگی پریشانی، ناامیدی.غم و اندوه, بدبختی, افسردگی, سودا, افسردگی.افسرده, ترسناک, یادآوری, دلخراش, مایوس شدنی.سوگواری و زاری غمگین، افسرده، پشیمانی، mope.شادی بخش مترادف،: رسمی، سفت و سخت punctilious سفت، مقید.، با این حال، آرام اينطور becalmed، ارام.شادی کردن مترادف،: دوست نداشتن کوچک ازشار مترادف،: استاز بقیه تعادل تعادل وقفه، بی تحرکی، مسدود کردن.شاعرانه مترادف،: روحی unimaginative عملی نگهبان، stolid، تحت اللفظی است.شالوده مترادف،: بالا راس گنبد، اوج.superficialities nonessentials، اضافی.شام خوردن مترادف،: سریع، پرهیز.شامل مترادف،: حذف، حذف, جز, مانع, ترک.حذف, مانع, از بین بردن, حذف, debar.شانس مترادف،: بدبختی فلاکت، بدبختی.شانه مترادف،: جويند نخواهند رفت، چرخید نمی پذیرند، disavow، رد.شانه خالی کردن مترادف،: شانه, کمک, همکاری, را, داوطلب.مقابله با، صورت، سینه، دیدار با، قبول، تحمل، ایستاده سریع.شاهد مترادف،: چشم پوشی از دست بی اعتنایی، نادیده می گیرند.شاگرد مترادف،: کارشناس کهنه استاد, دست پیر.شایان مترادف،: نچسب نفرت انگیز، توهین آمیز، تند و زننده.شاید مترادف،: قطعا، قطعا، بدون شک، بدون شک.شایسته مترادف،: خودخواه، نسنجیده، کمبودهای، inconsiderate.بی ارزش، بی فایده, شایسته, بد, بدنام, valueless.تکان دهنده، بدنام شرم آور اذعان...شایسته کارگر خوب مترادف،: ، بی کفایت، botchy، سیلی-داش, دست و پا چلفتی، unskillful.شایستگی مترادف،: unworthiness، بی احترامی کردن, demerit, فساد, شرم آور.شایستۀ مترادف،: نالایق undeserving، نكوهشگر خويش، بدنام اسفناک، سزاوار سرزنش، فاحش است.شایع مترادف،: محدود نادر نادر نادر جدا شده، محدود شده است.خفیف, مطلوب, آرام, decorous, dispassionate.محدود, متوسط, محلی, محدود, موجود است.شب مترادف،: نوار آبکند لخت کردن، برهانیم.روز، روز، روز، سپيده دم، طلوع.شباهت مترادف،: dissimilarity, unlikeness, اختلاف, اختلاف, dissimilitude, واگرایی.تفاوت، کنتراست، dissimilarity، اختلاف است.شبح وار مترادف،: ، آرام آرام سرد untroubled، بی سر و صدا.شبه مترادف،: واقعی و معتبر و واجد شرایط، واقعی، گواهی، مشروعیت.شبیه مترادف،: ««حقانیت، بر خلاف مختلف بر خلاف متضاد, متفاوت, بیگانه.شتاب زده مترادف،: آهسته، عمدی انبساطي و طولانی و دقیق، کامل.شتابزده مترادف،: آهسته، عمدی، باهستگی.شجاع مترادف،: ترسو, کراون, poltroon, dastard, milksop.بزدلانه ترسو، ترسو, fainthearted, ترس, حفظ.بزدلانه، ضعیف و ترسو, کراون, ترس.کراون ترس،...شجاعت مترادف،: نامردی، بزدلی و ترسویی، pusillanimity، poltroonery، dastardliness، unmanliness، cravenness.نامردی، بزدلی و ترسویی cravenness خصایل،...شخص بزرگ مترادف،: nonentity، هیچ کس، صفر، unperson.شخص غیر روحانی مترادف،: کارشناس initiate حرفه ای، خودی، متخصص.شخصی مترادف،: معنوی, داخلی, درون, disembodied, impalpable.عمومی و مشترک و جمعی، عمومی، اجتماعی.