فهرست اسامی همه مترادف،


  • رقیق شده مترادف،: ، تقویت متمرکز، مقطر، قدرتمند و قوی.
  • رمان مترادف،: imitative، مبتذل، timeworn، معمولی، خسته.
  • رمز مترادف،: بسیار دقیق, واقعی, wholehearted, واقعی, out-and-out, واجد شرایط.
  • رمز و راز مترادف،: راه حل جواب کتاب را باز کنید.
  • رنج مترادف،: برکت بخشش ثروت باد آورده، موهبت الهی.شادی، راحتی، شادی، رفعت، رفاه، سهولت.
  • رنج می برند مترادف،: رد نشدن انکار، rebuff، نوار، مخالفت کردند.رد, رد, از بین بردن، محو، تعصبی, انکار.
  • رنجانید مترادف،: راحتی، تسکین، لطفا، فرو نشاندن، خشنود و راضی کردن.
  • رنجش مترادف،: سرحال، مهربان، آمرزنده، خود راضی.
  • رنجور مترادف،: خوب، رضایت بخش، صدا، طبقه اول، خوبی ساخته شده است.غنی، راحت, مرفه, خوش, خوش شانس.ارزش نجیب, فضیلت و براورد، قابل تحسین است.شاد، شاد، خوشحال، گی، سرخوشی.
  • رندر مترادف،: نگه دارید، خودداری، حفظ.
  • رنده مترادف،: لطفا لذت، تسکین، سکته مغزی، آرام، دلجویی.
  • رنگ مترادف،: ، طرف، بی طرفانه جدا راست, صادق است.
  • رنگ ورو رفته مترادف،: شیک، هوشمند، ظریف، شیک، شیک.
  • رنگ پریده مترادف،: florid برافروخته گلچهره، خوشبو، خوش مشرب، شکوفه.، سرخ شکوفه درخشان گلچهره، خوشبو.دلچسب, قوی, رنگی, قوی, روحیه.
  • رنگارنگ مترادف،: ملالت بدون زرق و برق drab یکنواخت، کسل کننده، وصف ناپذیر است.پایدار, ثابت, ثابت, لباس.، یکنواخت همگن، مشابه مانند.
  • رنگی مترادف،: کم رنگ، مبهم و نامشخص و کسل کننده، بی رنگ.dispirited آرام مرده، ضعیف، خارج است.
  • رها مترادف،: خویشتن داری، احتیاط، تدبر، کنترل خود، تمرکز حواس، شور.در آغوش، به چسبیده، پایبند به چوب توسط با باقی می ماند, با باقی بماند، ادامه.
  • رها شده مترادف،: اخلاق، پاکدامن، فضیلت، محترم، سرکوب، priggish، گیرانه است.گرامی befriended، برای مراقبت پذیرفته شده، دوست داشت.
  • رها کردن مترادف،: صعود, معراج, افزایش, ارتقا, صعود, شیب.چسبیده به باقی می ماند, ادامه, مراقبت, رعایت.جمع آوری، بلند کردن، جمع آوری،...
  • رهبر مترادف،: پیرو, شاگرد, myrmidon, وابسته, acolyte, چسبنده.
  • رهبری مترادف،: followership، مطیع، اطاعت، subservience، وابستگی، حلم.
  • رهبری، مترادف،: دلسوز، مهربان، انسانی، دلسوز، گذارش.
  • روال مترادف،: فوق العاده استثنایی، غیر معمول، مفرد غیر طبیعی، نا آشنا.خود به خودی ضربه extemporaneous، unpremeditated، الهام گرفته شده.
  • روان شدن مترادف،: ، داغ، رزرو می­رسد، سردی، خویشتن داری.
  • رواني مترادف،: دارای عقل سلیم و منطقی و معقول، شفاف، طبیعی.لنزهای رفلکس آیینه ای، unthinking، ناخودآگاه، خودکار، بی مخ.
  • روح مترادف،: torpid, پلاستیکی, تنبل, ترسناک, stolid, آهسته.سنگین, ضخیم, جامد, سنگین.کشتن، خاموش، نابود کردن.هوا نزدیک أنفنتلتد، محافظه کار، خفقان آور.تعدیل, دلسرد, بررسی کنید.
  • روح بخشیدن مترادف،: سرکوب، تعدیل، کسل کننده، لرز، افسرده، dispirit.
  • روحانی مترادف،: دنیوی, سکولار, دراز, دنیوی, تمپورال.صفايي،, مواد, زمینی, عنوان.
  • روحانیت مترادف،: مردم غیر روحانی مردم politic بدن، مردم عوام.سکولار، دراز، تمپورال, دنیوی.
  • روحیه مترادف،: تنبل, بی اثر, مرده, ترسو, ترس, spiritless.
  • روز مترادف،: فرسوده، قدیمی، کهنه، منسوخ، محترم، سنتی.کهنه پرست, سپری شده، خارج از تاریخ, کهنه, مورخ.قدیمی، کهنه، سابق، یک بار، تاریخی، خارج از تاریخ.تایید, تحریم, به نفع, مدافع.
  • روز سه شنبه مترادف،: از دست دادن را ضرب و شتم را drubbing، شکست.
  • روزمره مترادف،: نادر و غیر معمول و فوق العاده، نادر، ویژه، استثنایی.
  • روستايي مترادف،: شهری، citified، پیچیده، مدنیت است.
  • روستایی مترادف،: پیچیده، worldly-wise، blasé، شیک، شیک، زیبا، citified.
  •