فهرست اسامی همه مترادف،


  • غلط مترادف،: عاقلانه، دانا، عاقل، صدا، نیز، نگرفت.
  • غلظت مترادف،: پراکندگی حجم گسترش، انفجار.بي توجهي، سرگردان، انحراف، عدم تمركز.
  • غلغلک دادن مترادف،: تحریک, آزار, اذیت کردن, رنجانید, با مته سوراخ کردن.
  • غم انگیز مترادف،: شاد شاد elated شاد، خوشدل، همجنسگرا.زحمت آسان unexacting، نور، ساده.شادی، روشن، شاد، خوشبخت، خنده دار، سرگرم کننده است.آفتابی روشن، نور تابشی، ابر،.خشنود, لذت بخش, لذیذ, لذت بخش, لذت بخش.
  • غم زده مترادف،: خوشحال و شاد و elated، سعادتمند، محتوا.
  • غم و اندوه مترادف،: شادی، رفعت، قناعت، فلیسیتی، سعادت، خوشبختی.شادی، رفعت، خوشحالی، خوشبختی.شادی, جشن, خنده, لبخند.برکت, بخشش, سود, ثروت باد اورده.
  • غمگین مترادف،: شاد و خوشحال و شاد، با نشاط، نشاط.gladden, لذت, تشویق, تشویق, خشنود و راضی، لطفا کردن.خوشبخت propitious، شکوفایی، امیدوار کننده، مرفه.
  • غنی مترادف،: ناب کمیاب است، unplentiful، ناچیز و اندک است.فقیر بی بضاعت، بی پول بضاعت رعايت مي pinched، strapped، کارآفرینی.unadorned, ساده, طبیعی, شدید, drab, ساده, underrated.
  • غنی سازی مترادف،: جمع و جور کردن, انحطاط, صدد, روزهایی.
  • غوطه ور ساختن مترادف،: افزایش ارتفاع، صعود.افزایش, بلند, صعود, افزایش یابد.
  • غول مترادف،: کوتوله, قد, pygmy, runt, smidgeon, میگو.اسباب کوچک, picayune, بازی کوچک, الفین, میکروسکوپی, lilliputian.
  • غول پیکر مترادف،: dwarfish, مینیاتور, کوچک, کوچک, بینهایت کوچک، میکروسکوپی, lilliputian.
  • غيرمجاب مترادف،: ، قانع کننده قانع کننده معتبر باور محتوای, غیر قابل انکار است.
  • غيرمذهبى، مترادف،: مذهبی, پارسا, خدایی, worshipful, مومن, وابسته به پرهیزگاری، فوق.
  • غيرمولّد مترادف،: موثر تولیدی مفید پاداش کارآمد, ارزشمند است.
  • غیبت مترادف،: ستایش, تعارف, تصویب, دوستی, وفاداری.
  • غیر اخلاقی مترادف،: نشسته، اخلاقی، متفکرين، محترم ارزش اخلاقی است.اخلاقی خوب حق، اخلاقی، مناسب و معقول، صادقانه، بالا فکر، اصیل، خالص، با فضیلت.
  • غیر ارادی مترادف،: داوطلبانه، حاضر عمدی volitional unconstrained، اختیاری است.
  • غیر حرفه ای مترادف،: حرفه ای، متخصص، ماهر، ماهر، منظم و کارآمد.
  • غیر حساس مترادف،: حساس، حساس، پاسخگو، حساس، thin-skinned، عاطفی، حساس، فرار.
  • غیر رسمی مترادف،: تشریفات, سفتی, ritualism, محدودیت, conventionality, ceremoniousness.رسمی ceremonious متعارف، محدود، سفت.
  • غیر ضروری مترادف،: لازم و مورد نیاز و ضروری، مفید، ضروری است.
  • غیر طبیعی مترادف،: عادی، معمولی، متداول، معمول، unexceptional.طبیعی معمول استاندارد طبیعی، عادی، روزمره، معمولی.با شفقت و مهربان و...
  • غیر عمدی مترادف،: عمدی عمدی هدفمند، برنامه ریزی شده، محاسبه، مراقب باشید.
  • غیر عملی مترادف،: واقع بینانه و عملی، معقول، عملگرا، قابل دوام، کسل کننده، پایین به زمین.
  • غیر فعال مترادف،: پر انرژی, فعال, مشغول, پویا.
  • غیر قابل اجرا مترادف،: مناسب, مناسب, مربوط, مربوطه.
  • غیر قابل انکار مترادف،: قوت، مشكوك، نامشخص خورند، جنجالی، قابل بحث است.
  • غیر قابل تحمل مترادف،: دلنشین قابل تحمل مترقى و قابل حمايت، endurable، قابل قبول است.
  • غیر قابل تسخیر مترادف،: آسیب پذیر, تشخيص, در معرض, باز.
  • غیر قابل توجیه مترادف،: دِینی موجه، excusable، بخشایش unobjectionable، قابل قبول، قابل فهم است.
  • غیر قابل توضیح است مترادف،: توجیه توضیح تعریف پذیر، قابل فهم، روشن، صریح، آشکار است.
  • غیر قابل حل مترادف،: قابل حل، محلول قابل فهم توضیح، قابل فهم، بروز.
  • غیر قابل مقاومت مترادف،: resistible، مقاوم در برابر، مشکوک، ضعیف، ناتوان.
  • غیر قانونی مترادف،: حقوقی، قانونی مشروع قانونی مجاز، مجاز است., فقط, نمایشگاه اخلاقی مناسب، حق.قانونی مشروع قانونی مجاز مجاز، تحریم.
  •