فهرست اسامی همه مترادف،


  • غیر متعارف مترادف،: strait-laced، متعارف, مناسب, خود راضی، بورژوايى, رسمی, میدان.
  • غیر محتمل است مترادف،: به احتمال زیاد باور کردنی مناسب، مشترک، آشکار، آشکار.
  • غیر مسئولانه مترادف،: مسئول و قابل اعتماد و قابل اعتماد، قابل اعتماد، بالغ، هوشیار.
  • غیر مستقیم مترادف،: راست, plumb،، مستقیم کاری، انعطاف ناپذیر.سر راست پرده نشسته صادقانه, قابل اعتماد, مستقیم.ساده، صادقانه، مستقیم،...
  • غیر معمول مترادف،: مشترک، آشنا، بسیاری از، متعدد، مکرر.مشترک آشنا wonted، عادی، معمولی، معمول است.عادی عادی، نگهبان ملالت، پیش پا افتاده.
  • غیر ممکن مترادف،: باور، به احتمال زیاد و معتبر و معقول، محتمل است.
  • غیر ممکن است مترادف،: قابل تصور است، مناسب، احتمال دارد، محتمل است.
  • غیر منتظره مترادف،: انتظار می رود، انتظار، foreseen، پیش بینی، برنامه ریزی شده.
  • غیرانسانی مترادف،: دلسوز، برادرانه، warmhearted، خیریه، انسانی و نرمدل درک.
  • غیربهداشتی مترادف،: بهداشتی بهداشتی تمیز بی عیب، سالم، ضد عفونی کننده.
  • غیرت مترادف،: بی تفاوتی, خنکی, پارگی, aimlessness.
  • غیرقابل اعتماد مترادف،: قابل اعتماد، صادق، وفادار، ثابت قدم، دقیق، درست است.
  • غیرقابل دفاع مترادف،: موجه، عکس، صدا، معقول، مشروع.
  • غیرقانونی بودن مترادف،: قانونی بودن بازداشتش مشروعیت، قانونيت.
  • غیرمتعارف مترادف،: متعارف و راست و بورژوائى, بيمايه، conformist.
  • غیرمتمدن مترادف،: مدنی، تصفیه، جلا، ستاره مودب، مدنیت.متمدن، socialized، محيط كشت، پیشرفته.
  • غیرواقعی مترادف،: هدف واقعی، واقعی، واقعی، واقعی.معتبر، واقعی، واقعی، واقعی، واجد شرایط.قابل لمس, اساسی, مواد, فیزیکی, معقول.
  • فاتح مترادف،: برده, فرودگاه لیژ, موضوع, قربانی, شکست, بازنده.
  • فاجعه مترادف،: برکت، benison و بخشش و بخت و شانس، ثروت باد آورده.
  • فاحش مترادف،: مخفی, مخفی, پنهانی، اب زیر کاه, مخفی, پنهان.، فقط مهار، اندازه گیری، متناسب، متوسط.
  • فاحشهباز مترادف،: خیریه لیبرال، مهمان نواز، دادن سخاوتمندانه، abstemious.
  • فاز مترادف،: در آغاز راه اندازی در حرکت، شروع، ابزار، راه دریافت.
  • فازی مترادف،: متمایز تیز، روشن، خوبی تعریف شده، صریح اشاره کرد، متمرکز است.
  • فاسد مترادف،: صادق متفکرين قابل اعتماد جامد, قابل توجهی، صدا.اصولى، صادق، بزرگوار، فساد نا پذیر.کامل, کامل و بدون تغییر و...
  • فاش کردن مترادف،: پوشش پنهان پنهان کردن، پنهان کردن، دفن صفحه.پنهان کردن، پنهان, پنهان, ترشح, و نادیده گرفتن.
  • فانتوم مترادف،: مواد، واقعی، گوشت و خون، واقع بینانه و پایین به زمین، عملی است.
  • فانی مترادف،: جاویدان ابدی مرگی حکمي،, imperishable, دائم, ماندگار.
  • فاکس مترادف،: بی گناه عزیزم دختر ساده، naïf، گال، ساده، آسان علامت، sap، کبوتر.
  • فتنه مترادف،: مطیع، فرمانبردار، وفادار، با ایمان.اطاعت تسلیم، وفاداری.
  • فتور مترادف،: مشتق اشتیاق, شور و شوق، واحد پلي، نشاط, قدرت, انرژی و زنده دلی.
  • فحاشی مترادف،: ستایش, ستایش, تقدیر, تحسین, تصویب.
  • فرار مترادف،: باقی می ماند، مقابله با, اقامت, tarry, پایه زمین.ثابت, ثابت, منظم, حال آرام،.
  • فرار کردن مترادف،: loiter, تاخیر, تاخیر, dawdle, خزش, بیکار.
  • فراری مترادف،: دائم مطیع طولانی مدت، ثابت، پایدار، حل و فصل، ثابت.
  • فراق مترادف،: ورود, آینده, بازگشت, جلسه, خوش, پذیرش.
  •