مصرف مترادف،: ذخیره، حفاظت و حفظ و نگهداری و پرورش و نگهداری، ترمیم.حذف قوانین تبعیض آمیز، جمع آوری بازگرداندن سرمايه بخشيد، تجمع می یابد.استفراغ، با فشار خارج کردن، پرتاب، disgorge، قی کردن، اخراج.
مصلحت مترادف،: غیر عملی, نامناسب, inadvisable, بی فایده, معکوس.
مصنوعی مترادف،: طبیعی، واقعی، واقعی، واقعی، معتبر است.مطالعه نشده، طبیعی، بی پیرایه، به زمین.اصل طبیعی، خالص، واقعی و معتبر.
مضحک مترادف،: معقول، معقول، واقع بینانه، محتمل است.جدی، جدی، معقول.
مضر مترادف،: مفید سودمند درودی، شفا، سازنده، گوارا.نفع, نفع, مفید, مطلوب.مفید, سودمند, خوب, مفید و سودمند است، درمانی است.
مضطرب مترادف،: آرام، آرام و بی سر و صدا، آرام، آرام.شرکت ایمن, مستقر, امن, جامد.تسکین دهنده لذت بخش، آرامش بخش، دلنشین و آرامبخش، دارای خاصیت مرهم.اعتماد به نفس آسان self-possessed، شاد، سرد است.
مطابق مترادف،: مقاومت در برابر demur، مخالفت با شی، مخالف، مخالف.