ليبرال مترادف،: نیش penurious ولخرجى، niggardly، پراکنده.سخت تحت اللفظی دقیق، باریک، دقیق، دقیق.محافظه کار و مرتجع و سر سخت، واپسگرا، جناح راست.متعصب، prejudiced مغرضانه جزئی، کوته فکر.
لکه مترادف،: تمیز اسکراب پاک کردن، شستن، صیقلی، پاک کردن.از گرو در اوردن، پاکسازی، بالا بردن، dignify، افتخار، بالا بردن.اعتباری افتخار شکوه، عزت نفس، پست، معصومیت، خلوص.مطلوب، خیریه، تسکین دهنده، بی ضرر.
لکه دار کردن مترادف،: تعریف، تقدیر و ستایش و مدح و بیعت, افتخار.فرمان, ستایش, eulogize, -جویند, تعریف.پاک کردن، پاک کردن، ضد عفونی کردن، تمیز.مراقبت, حضور, استرس, تاکید, ادعا.
لیز مترادف،: در نظر گرفته, صادقانه, تمام, بی تزویر.کم حرف و محتاط در سخن، آرام، خاموش.
مایع مترادف،: جامد، congealed، یخ زده، dammed، خشک حالت جامد در میآید،.، مردد، توقف، متزلزل، محدود، مهار سکندری.سخت و جامد و چگال،...
مایل مترادف،: تمایلی تمایلی، ناخشنود، میلی disinclined، مقاوم در برابر.کافی و رضایت بخش و قابل قبول, خوب, عالی.پر, سرشار, اشباع, کامل.صادقانه، چهار ضلعی، باز، ساده، مستقیم.