فهرست اسامی همه مترادف،
محلی مترادف، : جهان وطنی، مدنیت، پیچیده، دنیوی است.عمومی گسترده جهانی، در سراسر جهان، کیهانی، بی پایان، نامحدود, بی نهایت.محو کردن مترادف، : افز ا ر, تعریف, روشن, روشن است.محکم مترادف، : متزلزل متزلزل و مردد، بیهوده و بیمعنی، هوس باز و بی ثبات است.ضعیف، بیمار، sickly، نحیف، ضعیف، بمیرد، شل و ول.محکم بسته شده مترادف، : نظم، کثیف، درهم و برهم.پشت گوش فراخ، شل، آرام.محکم نگاه داشتن مترادف، : unlatch, unfasten, باز, از قلاب باز کردن.محکوم مترادف، : ستایش, تصویب, رعایت, تحسین، extol، ستایش, -جویند.محکوم کردن مترادف، : اعلام بی تقصیری، عفو، بخشیدن.ستایش، تأیید، جلال.محکومیت مترادف، : بی شک، ناباوری، عدم شک و تردید، incredulity.تقدیر, روزنامه, آمرزش, exoneration, عفو, تصویب.محیطی مترادف، : پایه، اصلی، مرکزی، ضروری، ذاتی، هسته ای است.فاصله کانونی پروگزیمال مرکزی, زمینه, داخلی.مخاطره آمیز مترادف، : نگهبانی امن,،, خاص, مطمئن امن.مخالف مترادف، : مکاتبات، توافق عمل متقابل موافقت، قوام.شباهت, توافق, تصویر, هویت تکراری.همکاری همکاری هم نیروزاد، جاذبه،...مخالفانش مترادف، : تشویق abet، تحریک، بود، تحریک rouse، القاء، آغاز.مخالفت مترادف، : انطباق، انطباق موافقت ثبت، اطاعت.رضایت دادن، موافقم، تسلیم، مطابق، با مطابقت.مخالفت با مترادف، : ادغام، ترکیب، ترکیب، معاشرت، فیوز.موافقم, پشتیبانی, کمک, کمک, همکاری.مختصر مترادف، : حشو، maundering، ضعیف، digressive، بی اثر و رقیق.دارای اطناب، پرگو, prolix, long-winded, زائد, فراوان.بلند، طولانی، کشیده کردن، طولانی مدت.مودب با وقار مدنی صمیمی، مودب، بیمار.مختصر و مفید مترادف، : دارای اطناب، پرگو, long-winded, prolix, talky.مختصر کردن مترادف، : سایز بزرگ گسترش، افزایش طول، باد، مکمل.مختلف مترادف، : لباس همگن، خالص و یکسان، unvaried.مشابه, معادل, مطابق, توزیع های مبتنی بر.به طور عادی و متعارف، معمولی، متوسط،...مختلف، مترادف، : مقاومت در برابر مخالفت با نادیده گرفتن، flout، شجاع.مخرب مترادف، : سازنده مفید مفید مثبت، سالم، خوب است.مخروطی کردن مترادف، : افزایش رشد، تقویت تشدید، برخیزیم.مخفف مترادف، : گسترش بزرگ شدن، طول، افزایش اتساع، فرمت.مخفی مترادف، : صریح, پوست کنده, باز و آشکار، آشکار, به unconcealed, عمومی.مخفی کردن مترادف، : نمایش، آشکار, افشا, نشان می دهد, کشف.مخفیکاری مترادف، : باز بودن, تبلیغات, overtness, هیاهو.مخل مترادف، : مفید سودمند خوب مفید، مطلوب، مثبت است.آرام، تمامیت، tranquilizing، اقامت، دارای اثر تسکین دهنده.مخلوط مترادف، : جدا، منزوی، تقسیم، جداسازی، تجزیه و تحلیل.جداگانه, تقسیم, تقسیم, مجموعه ای از هم جدا کنید.برداشت، بازنشسته، عقب نشینی، هایبرنیت.مخمل خواب دار مترادف، : تلخ، یدکی، وسرد, فقیر, ساده, لخت, اسپارتان.مد روز مترادف، : منسوخ شده، هشدار، démodé، غیر مرسوم, کهنه پرست.مدافع مترادف، : حریف، منتقد، دشمن، دشمن است.مخالفت با تضعیف مبارزه، مبارزه با.مداوم مترادف، : کوتاه مدت موقت زودگذر، بی ثبات، ناپایدار است.irresolute, inconstant, vacillating, تغییر.واپسگرا، کاهش رو به وخامت ضعیف انعقاد, فسخ, نافرجام.مدبر مترادف، : درمانده و وابسته و بی کفایت، unimaginative، ارتدوکس.مدبرانه مترادف، : استعمار،، دست و پا چلفتی، بی ملاحظه، بی ملاحظه.مدت مترادف، : موقت، فاسد، زودگذر زودگذر، عمر کوتاه و زودگذر است.مدت کوتاهی مترادف، : در نهایت، بعد، در نهایت، در نهایت، belatedly.