فهرست اسامی همه مترادف،


  • دعوا مترادف،: توافق همکاری موافقم، حل و فصل, پچ، را تشکیل می دهند.تصویب حمایت حمایت، موافقم، همراه، بازگشت.توافق، توافق، حسن تفاهم، وحدت، کنکورد، همدردی.
  • دعوایی مترادف،: اقیانوس آرام آرام ارام، بی خیال، آرام، انطباق.
  • دعوت مترادف،: دافع uninviting غیرجذاب نچسب، خارج از قرار دادن.
  • دفاع مترادف،: حمله، سلب، واژگون، تضعیف، نابود کردن.غنی مسلح محافظت شده, شکست ناپذیر, رویین تن، محافظت.
  • دفع مترادف،: پذیرش، تصویب، تشویق.تأیید اعتبار اثبات، تظاهرات، استقرار، اثبات، گزینش.لطفا، جذب، خشنود و راضی کردن.
  • دفع شود مترادف،: دفن پنهان پوشش، سرکوب، پنهان کردن، سرکوب.
  • دفع کردن مترادف،: تسلیم ناگزیر، تسلیم، ارسال، عملكرد، فروپاشی، پین مفصل گردنده.
  • دفعتاً مترادف،: با ادب, ادب, well-bred, mannerly.
  • دفن مترادف،: افشای, فاش, آشکار, پرده, هوا.
  • دقت مترادف،: سروپا imprecision فایلهایش مسامحه، sloppiness، بی تفاوتی.سهولت, راحتی, نعمت، موجودی تسلی, لوکس.سهل انگاری laxness پايگى، تنبلی، آرامش.
  • دقيق مترادف،: کثیف, درهم و برهم، درهم و برهم, نشسته, دادن.مبهم، فازی، ill-defined، مبهم، معلوم، نا معلوم، smudged.
  • دقیق مترادف،: slipshod بی دقتی درهم و برهم، غفلت، شل.inexact تقریبی نا مشخص، مبهم، مبهم، فازی، مبهم است.بی دقتی، slovenly، سیلی-داش, بهر,...
  • دقیقه مترادف،: قابل توجه عمده اهمیت، مهم، سنگین.عمومی، شل، بی دقتی، گاه به گاه، مبهم است.بزرگ, بزرگ, عظیم, بزرگ, بزرگ.
  • دل مترادف،: نامردی، بزدلی و ترسویی، fearfulness، اكراه.پیچیده باطنی پیشرفته هوش، ظریف، مجتمع.دانستن دنیوی، worldly-wise، دو رو، تحت تاثیر قرار.مشتاق مشتاق، بلند پروازانه، مصمم و راسخ.
  • دل تنگی مترادف،: روشنایی، درخشندگی، تاب بودن بهسبهرس، تب و تاب بودن.شادی، نشاط، شادی، لذت، سبکی، نشاط.
  • دلاوری مترادف،: نامردی ضعف خصایل، cravenness، faint-heartedness.
  • دلبخواهى مترادف،: ساده، قابل اعتماد، صادق، معتبر، قابل اعتماد.
  • دلتنگ مترادف،: شاد، لذت بخش، گی، پر جنب و جوش، بسیار دلگرم کننده و شاد.هیجان انگیز، به چالش کشیدن, پر جنب و جوش، فوتی و فوری.
  • دلجویی مترادف،: تحریک بگیریم، میگیرد،، خشم، تشدید، دلخور است.
  • دلخور مترادف،: لطفا آرامش، لذت، فرو نشاندن، جلب، تعریف.
  • دلربا مترادف،: غیرجذاب, displeasing, خارج از قرار دادن، دافعه, nauseating, منزجر کننده, لحنی.
  • دلسرد کردن مترادف،: تشویق hearten قابل ملاحظه ی اقتصاددانان، تحریک، بی درنگ، پرورش، به نفع.
  • دلسردی مترادف،: cheerfulness, شجاعت, روح, وضعيتي, خوشبینی, رفعت.
  • دلسوز مترادف،: خشن, بی رحم unfeeling بی رحم، بی عاطفه، تلافی.
  • دلمه مترادف،: لطفا برآورده محتوا آسایش، gladden، تشویق، ساکت.رقیق نازک آب، تضعیف، کاهش، rarefy.
  • دلنشين مترادف،: قبر هوشیار، نوميد، غم، اضطراب، نگران است.
  • دلنشین مترادف،: غیر قابل تحمل، غیر قابل تحمل مشقت بار دردناک، افتضاح، وحشتناک است.
  • دلهره مترادف،: امنیت, آرامش, آرامش, اعتماد به نفس, تضمین.
  • دلپذیر مترادف،: تحتانی لحنی کاليبر، رنجور، بی ارزش، ناخوشایند است.خشن، cacophonous، scrannel، توری کفپوش، پر سر و صدا، unmelodious.تحریک ناخوشایند لحنی ناراحت مزاحم، كسانى كه ستم،.
  • دلپذیری مترادف،: باریک، بلند و باریک، lithe، willowy، لاغر و استخوانی، lanky، gangling.
  • دلچسب مترادف،: ضعیف، ضعیف و نحیف، خفیف.سرد ولرم محفوظ است دور، محدود است.
  • دلیر مترادف،: ترس ترسو بزدلانه، ترس، ترس، تردید، متزلزل، تمایلی.
  • دلیل مترادف،: موافقم، مطابق تشویق abet، بازگشت به بالا.مزخرف، حماقت، کندی، جنون، جنون.
  • دم مترادف،: جبهه اول، آغاز، باز سر بالاترین.سر, جلو, بالا, قدامی، چهره.
  • دماغ مترادف،: صلح, آرام, سکوت, آرامش.
  •