فهرست اسامی همه مترادف،
حفظ مترادف، : بس, قطع, خودداری, خاتمه, ترک.فراموش کرده ام.نابود کردن آسیب خراب کردن، شکستن، غفلت، dilapidate، قراضه، دور...حق مترادف، : عادلانه ناعادلانه متقلب ناموجه، بی جا، غیرقانونی است.نامناسب نامناسب نامناسب inapt، نامتجانس، بیگانه.حقارت مترادف، : برتری اسارت، تسلط، افتخاری، برتری، استفاده، لبه.حقانیت مترادف، : مشابه، مانند مربوط، قابل مقایسه، معادل قوم و خویشی، زوج.حقه باز ملاحظاتی مترادف، : سرحال و دوستانه و صادقانه, افتخاری, کاندید, مطلوب.حقه بازی مترادف، : چرخ بزرگ، تصمیم ساز, رئیس, ارباب, دیکتاتور.قداست، یکپارچگی، صداقت، صحت، انتظاری، صداقت.حقیقت مترادف، : باطل، دروغ، عدم قطعیت.توهم، تخیلی، تخیل، احساس عدم واقعیت.دقت erroneousness نادرستی، ناکافى، بی اعتباری.حقیقت اگاه کردن مترادف، : فریب یازند, گمراه, ریشخند کردن.حل مترادف، : متحد عضویت لینک، تحکیم، جمع آوری، احضار، تشکیل، convoke.تحکیم پرپشت congeal، متبلور، petrify، سخت، تنظیم.حل و فصل مترادف، : اختلال disarrangement جابه جایی، untidiness، ظروف سرباز یا مسافر.ادغام یکی شدن ترکیب، بازسازی.تحریک, نتيجه, تحریک, roil, را...حماقت مترادف، : هوش، فراست، بصیرت، روشنایی، smartness، تند و تیزی.حکمت سلامت عقل، احتیاط حس خوب، تمرکز حواس، astuteness، نفوذ.حس صحت عقل سلیم، هوش، خرد، مردمانمان، فراست.حمل مترادف، : قطع خاتمه دادن، قطع، بس، رها.حمل و نقل مترادف، : روشن، کاهش، سهولت، حذف، خالی کردن، disencumber، بلند.افسردگی، سودا، دم چرخش، افسردگی، فانک، بلوز.بدبختی، ناراضی، افسرده،، در سقوط در افسردگی در فانک آبی.حمله مترادف، : دفاعی نظرى بازنشستگی ارام placative، حوصله.دفاع از بخش, محافظت از سپر، repulse، مقاومت در برابر.ستایش, ستایش, تحسین,...حواس پرت مترادف، : گویا, سالم, هوشیار, قابل پیش بینی.حوصله مترادف، : تهاجمی، self-assertive، باغی، نسوز، فشار سرکش یا طغیانگر و نافرمان.حکم مترادف، : بی اعتبار کردن, رد, تكذيب, تضعیف.حکیم مترادف، : باز، صادقانه و سر راست و درست، مستقیم.ساده، احمق و نادان و مبهم، کسل کننده است.غافل و نادان، بازبرند، اتوپيست،، احمق.فروتن، متواضع، حوصله، بی تکلف، احترام.حیا مترادف، : بی مناسبتی, immodesty, اکنون, lewdness, wantonness.غرور, غرور, انفعالی،, pretentiousness, جاه طلبی.حیاتی مترادف، : بی اثر منفعل ضعیف، phlegmatic.امن، خاص، صدا، مطمئن، مطمئن.تقدیر امیز حمايتي تصويب طرح، مفید است.سطحی, اهمیت, بی...حیثیت، مترادف، : پایمال, شکسته, profaned, مورد آزار قرار گرفته, desecrated.حیرت انگیز مترادف، : عادی، انتظار می رود، unexceptional، دنیوی است.حیف مترادف، : mercilessness سبعیت خشونت، بی تفاوتی، کینه، pitiless بودن.حیله گر مترادف، : دست و پا چلفتی ناشایست، unimaginative، پا maladroit.واقعی، واقعی، طبیعی، صادقانه، معتبر.ساده لوحی های مضحکی، ingenuous بی...حیله گری مترادف، : صداقت، انصاف، forthrightness مربع برخورد، حقیقت، صداقت.ingenuous، اتوپيست،، دل، احمق.candidness صداقت صداقت، guilelessness،...حیوان مترادف، : عاقلی، عقلانیت، دوره سلامتی و هوشیاری.عقل سلیم، صحت، sensibleness، معقول.حیوان خانگی مترادف، : , detested خوار, تکبر, disliked, دوستش.حیوان صفت مترادف، : انسانی متمدن تصفیه شده متفکر، با ملاحظه، warmhearted، دلسوز.تورم مطبوع و دلپذیر و لذت بخش، خوب، بزرگ.خائن مترادف، : وفادار درست ثابت ثابت قدم، قابل اعتماد، با وفا.خاتمه مترادف، : شروع، باز کردن شروع می شود.شروع, شروع, معرفی, افتتاح, باز.خار مترادف، : آسان, ساده, دلپذیر, بدون عارضه و قابل کنترل.عامل بازدارنده مانع یاس، مانع.برکت مرهم آسایش، سبوس، نیکو.مانع آهسته، جلوگیری از تضعیف، خنثی کردن، سرکوب.خارج مترادف، : احتمالی، خاص، مطمئن شوید، به احتمال زیاد.حداقل، محتاط و مراقب باشید، کم.خروجی، خوش مشرب، پاسخگو درگیر genial، دوستانه.داخل کشور, داخلی, پنهان, un-revealed.داخل کشور، مرکز.آشنا, خانه, محله.خارج از تاریخ مترادف، : به روز، فعلی، شیک، جدید، در.خارج از مرکز مترادف، : متعارف، معمولی، منظم، نرمال.خارج ساختن مترادف، : شکست، بنیانگذار، دست، نا امید، لغزش.