فهرست اسامی همه مترادف،


  • خیلی پرحرف مترادف،: کم حرف, مختصر و مفید, سکوت, آرام, به وسیلهی محتاط در سخن، محفوظ است.
  • دائم مترادف،: زودگذر، موقت، ناپایدار، بی ثبات، زودگذر، گذرا.
  • داخلی مترادف،: در معرض نازل شده قابل رویت آشکار, unconcealed, سطح واضح است.خارجی, خارجی, خارجی, خارج, دیستال بیرون در معرض, سطح.خارجی,...
  • داد و بیداد مترادف،: آرامش، صلح، آرام، آرامش، سکون، دراز کشیدن.آرام، سکون، سکوت، صلح و آرامش.آرامش، آرامش، صلح، نظم و آرامش.
  • داد و بیداد کن مترادف،: مبهم، مبهم، inexact، بی دقتی، درهم و برهم.آرامش, جمع آوری شده و سر و صدا و آرام، آرام.
  • دادن مترادف،: ، مرتب شسته و رفته، صنوبر، تر و تمیز، مهتری، قابل ارائه است.هدفمند، عمدی، مقصد، بخت.
  • دادگاه مترادف،: نخواهند رفت، رفتي رويگردان snub، cold-shoulder.
  • داراي زوائد و تزئينات مترادف،: ساده، unadorned, شدید, متناسب, ساده, انجام نگرفته، پایه.
  • دارای اثر تسکین دهنده مترادف،: ، تحریک کننده exacerbating مضر دردناک, unnerving.
  • دارای اطناب مترادف،: مختصر، مختصر، مختصر و مفید و موجز و مختصر، trenchant.
  • دارای تهور بی مورد مترادف،: محتاط مراقب محتاطانه، ترسو، محتاط، هوشیار.
  • دارای خاصیت مرهم مترادف،: تحریک کننده ساینده، سایش.معقول عاقل عملی عقلانی، صدا، طبیعی.نامساعد ناصواب طوفانی، ناخوشایند است.
  • دارای سرور و نشاط مترادف،: listless، مرده، سودا، کسل کننده، کسل کننده.
  • دارای ظاهر زیبا وفریبنده مترادف،: انکار مطلق، معتبر، قطعی، منطقی است.
  • دارای قدرت و زور مترادف،: ضعیف, بی اثر, غيرمجاب, احمقانه, بی ربط.
  • دارای قوه تصور زیاد مترادف،: کسل کننده، عملی، عملگرا، واقع بینانه uninspired uninventive، imitative.
  • دارای گونه های برامده مترادف،: mannerly، متواضع، بازنشستگی، احترام، decorous، حوصله.
  • دارایی مترادف،: مسئولیت, نقص, اشکال, ضرر.
  • داریشان مترادف،: ناراضی ناراضى fretful، مضطرب، ناراضی، مشکل، malcontent.
  • داستان مترادف،: واقعیت, حقیقت, واقعیت, دقت, واقعیت.
  • داش مترادف،: تشویق hearten inspirit، حمایت، کمک، تغذیه.
  • داشتی مترادف،: غیر خفیف، دانایی، ستون، ضعیف.
  • داغ مترادف،: سرد، منجمد انجماد یخی و خام.شیرین و مطلوب, insipid, خفیف, تخت.آرام و جمع آوری شده، apathetic، سرد است.مسئله.
  • دافع مترادف،: جذاب مطبوع، خوش مشرب، دوست داشتنی، جذاب.
  • دافعه مترادف،: ، دوستانه، گرم، خوش مشرب، affable، نزدیک شدنی.جذاب جذاب, خشنود دلپذیر، دوست داشتنی، دلربا، خلع سلاح.
  • دام مترادف،: integument لایه پوست، سطح، قشر.
  • دامداری مترادف،: معتدل سرد سرد، منجمد، قطب شمال.dispassionate بی تفاوت، سرد منجمد، phlegmatic.
  • دامن مترادف،: آغوش دنبال ملاقات، خوش آمدید، چالش، مقابله با.
  • دانش مترادف،: شيدايی جهل، شدید.بی تجربگی عقب ماندگى بی کفایتی، جهل.جهل، benightedness، تاریکی، ابهام.عدم صلاحیت، unenlightenment، حماقت، حماقت.
  • دانش آموز مترادف،: معلم, استاد, معلم و استاد.
  • دانش سطحی مترادف،: ثروت، عمق، وسعت، فراوانی، صندوق.
  • دانشجوی سال اول مترادف،: کهنه استاد دست پیر، ارشد، کارشناس، نرم افزار، اقتدار.
  • دانشمند مترادف،: مختلف،، سواد، احمق.سواد dolt مختلف،، lowbrow، بی سواد، ساده لوح.
  • دانلود مترادف،: ذوب حرارت گرم.، ruffled، هیجان زده، آشفته، پرشور، آشفته impassioned، مزاحمت.دوستانه, گرم, سهل العبور, نگران, متعهد است.گرم، گرم.تشدید تشدید ملتهب، ruffle، exasperate.
  • دانه ها مترادف،: جداگانه، فرد، گسسته، تنها.
  •