فهرست اسامی همه مترادف،
دمدمی مترادف، : عادی و قابل پیش بینی، قابل اعتماد، ثابت، معمول، متداول است.دمدمی مزاجی مترادف، : عادی عادی معمولی معمول، متداول، هر روز اجرا از آسیاب.دموکراتیک مترادف، : پر افاده، منحصر به فرد, مغرور, اشرافی, بلند, snooty.دیکتاتوری و دیکتاتور، اقتدارگرا، مطلقه، مستبد.دمیدم، مترادف، : بی احترامی, اهانت, impertinence, بی تقوایی, discourtesy خفیف.دنباله مترادف، : انقطاع, اختلال, بی نظمی, جایگشت.جلو سر, سرب, پیروزی, مهمترین.دنج مترادف، : ناراحت کننده سرد خصومتآمیزی، نا امن، ناخوشایند است.دندانه مترادف، : ضربت توده ندول، تورم، دستگیره، تحدب.دندانه دار مترادف، : صاف, راست, سطح, حتی.دندانه دار کردن مترادف، : راحتی، تسکین, تشویق, ارامش, پشتیبانی.بین بردن را از هم جدا، حذف تکان تکان خوردن، گویی.دنيائي مترادف، : کشت تصفیه شده، خوب، جلا، کشت دنیوی، مدنیت است.نوع انسانی، دلسوز، مهربان، خیریه، مناسب است.پیشرفته, توسعه, روشن, متمدن.دنیوی مترادف، : معنوی، متافیزیکی، unworldly، unearthly.جاویدان، معنوی، الهی، ابدی.فوق العاده و غیر معمول, نادر, خاص.ساده لوحی های مضحکی، صوفيه، و ساده لوح و ساده، بی تزویر.دهاتی مترادف، : cosmopolite سفسطه کردن حقه باز شهر، بن vivant.دو دستگی مترادف، : اتحادیه، فیوژن، هماهنگی، توافق، اتحاد، سازش.دو رگه مترادف، : خالص، unmixed، همگن، pedigreed.دوام مترادف، : قابل توجه قابل توجه فراوان، سخاوتمندانه.بی اثر است بیهوده، بیهوده، شرايط حاضر غيرممکن خواند.دود مترادف، : فروکش خنک کردن، بجوش و خروش آمدن، اجازه دهید تا آرام، غیر روحانی.دور مترادف، : disarrange تقلا, ناراحت, مخلوط, مزاحم.نزدیک, نزدیک, در مجاورت فوری همسایه, تقریبی.باریک و بلند و باریک و نازک، تر و...دور از ذهن مترادف، : باور کردنی معتبر منطقی، منطقی، باور، گویا.دور انداختن مترادف، : حفظ, حفظ, اتخاذ, آغوش, صرفه جویی در.نگه داشتن، حفظ ذخیره قرار داده، حفظ، نگه دارید.دور دست مترادف، : نزدیکی، بسته، مجاور، پر رونق و فعال.دور ریزیم مترادف، : صرفه, صرفه جویی در بودجه کم، لئامت دادن، scrimp، ذخیره کنید.دور زدن مترادف، : صورت، مقابله با برخورد با مقابله با، مواجه است.دور وضع مترادف، : اسراف پراکنده پراکنده، صرف، استفاده، توزیع.دوران کودکی مترادف، : نتیجه، ختم، پایان، پایان، پایان نزدیک،، مرگ.دوربرد مترادف، : کوتاه برد، مختصر، موقت، گذرا، تجربی.دوره مترادف، : آغاز، معرفی, شروع, شروع, شروع, آلفا.پی در پی ادامه، نامنظم، شانس تصادفی، دیماه.دورو، مترادف، : صادقانه، صادقانه, ساده, تمام, ingenuous.دورویی مترادف، : straightforwardness اصالت artlessness، باز بودن، انتظاری.دوست مترادف، : دشمن, رقیب, دشمن, دشمن, حریف.دوست دارد مترادف، : مواردی aversions حیوان خانگی peeves.دوست داشتنی مترادف، : نفرت، نفرت انگیز، بدبختى آفرين.unloving سرد منجمد، بی تفاوت، جدا.زشت و شنیع و زشت، uncomely، دشت.ناخوشایند منقلب کننده طاقت فرسا، توهین آمیز، ناگوار.دوست نداشتن مترادف، : لذت, لذت, رضايت, جاذبه.مانند لذت بردن از تحسین، فانتزی، لذت بردن از.دوستانه مترادف، : خصومتآمیزی, quarrelsome, دشمن, بازدارندگي میان دبستان, میان, قلب, میان, در, در وسط احاطه شده است.سرد, رسمی, دور, منزوی، دور، خصومتآمیزی, محفوظ است، خصمانه.دوستی مترادف، : خنکی بی تفاوتی، پارگی لیاقتی، تضاد، دشمنی، دشمنی.دوسوگرايی مترادف، : تعيين single minded بودن یقین، تصمیم گیری، اخلاص، اطمینان، محکومیت.