فهرست اسامی همه مترادف،


  • خروش مترادف،: شیرجه رفتن, رد, nose-dive, شیرجه، تبار، سقوط.
  • خرید مترادف،: فروش صابری، ارائه، عرضه.
  • خسته مترادف،: پر انرژی، فنری، با هوش، متحرک، پر جنب و جوش، دارای سرور و نشاط.هیجان زده, rapt, کاملا اشغال شده, علاقه مند,...
  • خسته کننده مترادف،: , چالش, جالب, تحریک هیجان انگیز.آسان گردیده ساده، نور، قابل کنترل است.هیجان، تحریک کننده, هیجان, تکان دهنده, جالب.طراوت، تحریک کننده، مهیج rousing آرام، ترمیمی.
  • خستگی مترادف،: خسته، wearied، خسته، خسته و ضعیف است.هیجان، تحریک، انیمیشن، شور و شوق، اشتیاق.
  • خسیس مترادف،: بی فایده، wastrel، spendthrift، spender، مصرف، نیکوکار.
  • خشم مترادف،: تعادل فکری آرامش خونسردی، خویشتن داری، صلح و آرامش.لذت، تحمل، لذت، تعادل فکری، ارضاء.، خود را کنترل, self-possession,...
  • خشمگین مترادف،: خوشحال، احساس خشنودی کند, affable, ارام, self-controlled.آرام، آرام، تشکیل شده است.، اهلی مطلوب ضعیف متوسط ملایم، آرام.
  • خشن مترادف،: ظریف ظریف, تصفیه شده جلا، کشت، ذوق، مدنیت است.هماهنگ, dulcet, موسیقی, شیرین, دلپذیر.لاغر, lanky, نازک, لاغر, spindly.آرامش,...
  • خشن و زبر مترادف،: ، مهار خوش رفتار، نظم، منظم و آرام.
  • خشونت مترادف،: humaneness محبت رحمت، حساسیت به لمس، بخشش.معقول و منطقی، کنترل، سرد است.خفیف, متوسط, طبیعی, معمول است.خصمانه پرخاشگرانه، خشونت آمیز و جنگاوری، غیر منطقی.بی سر و صدا، آرام, ارام, نیز, آرام.
  • خشک مترادف،: غنی مرطوب، مرطوب، بارانی و مرطوب، مرطوب، به بارور، سرسبز.هیجان انگیز, تحریک کننده، جذاب، دارای سرور و نشاط,...
  • خشک شدن مترادف،: احیاء, بازیابی, شکوفه, جوانی از سر گرفتن, جبران.
  • خصوصی مترادف،: در دسترس، قابل دسترس، خوش مشرب.عمومی رسمی، جامعه، دولتی، بدون محدودیت، شهری.عمومی محبوب جمعی فراگیر، مشترک.آشکار، نازل شده، ساده، علنی را باز کنید.
  • خصومت مترادف،: دوستی، را خوب affability، آفریدگار، خیرخواهی، گرما.
  • خصومتآمیزی مترادف،: خوش مشرب affable دوستانه همزبان، آینده، گرم.
  • خط مقدم مترادف،: آخرین به روز رسانی گارد عقب, پس زمینه, دم پایان، انتهای دم.
  • خطر مترادف،: امنیت, امنیت, حفاظت, اجتماعی،احترام.ایمنی، امنیت، یقین, حفاظت, حفاظت, اسیب ناپذیری.ایمنی و امنیت.
  • خطر ناک مترادف،: امن، امن، محافظت و تضمین شده، قابل اعتماد، به قابل اعتماد، جامد، قابل اعتماد، بی ضرر.
  • خطرناک مترادف،: امن, قابل اعتماد, امن, محافظت, محافظت.امن، ضرر، جامد، محافظت شده و قابل اعتماد و بی ضرر، قابل اعتماد است.
  • خفته مترادف،: wide-awake, شدید, هشدار, پر جنب و جوش.عملکرد قابل استفاده, عمل, کار.
  • خفه کردن مترادف،: تشویق، تسهیل, اجازه, اجازه, چشم پوشی.باز، unstop، سهولت، روشن، تحریک.
  • خل مترادف،: دارای عقل سلیم، شفاف، منطقی، صدا، معمولی.
  • خلاصه مترادف،: long-winded کشیده، پرگو خیلی پرحرف, digressive, درهم و برهم، متورم.گسترش، در، expatiate، embroider، گوشت کردن.طولانی طولانی, طویل...
  • خلاق مترادف،: unimaginative، unresourceful، plodding.برن استریل دانایی effete خشك، بی فایده است.
  • خلاقیت مترادف،: نازائی نازایی ناتوانی جنسی، inanition.
  • خلسه مترادف،: پریشانی، بدبختی، رنج وحشت جابجا شدن درد، discontent، نفرت.
  • خلع سلاح مترادف،: ساینده، توهین آمیز، ناخوشایند، طاقت فرسا.
  • خلفی مترادف،: قدامی antecedent قبل پیش، قبلی، جلو.
  • خلوص مترادف،: آلودگی اختلال برای مواد افزودنی، ناخالصی، خصایل.
  • خنثی مترادف،: حزبی، مغرضانه prejudiced تراز وسط قرار دارد، متعهد است.قطعی مشخص، تعیین خوبی تعریف شده، قاطع.
  • خنثی کردن مترادف،: abet تسهیل کمک، پشتیبانی، کمک، همکاری.
  • خنده مترادف،: groan, ناله, فریاد, زوزه موجب شهرت گریستن.ندبه دريغ keening, زمزمه, خوراکی های روی، susurration.گریه، ناله گریه زاری، زوزه موجب شهرت، سوگواری.توجه به درک، توجه به قلب را، گوش دادن به.
  • خنده دار مترادف،: جدی, جدی, قبر, هوشیار, غم انگیز, احساساتی.طبیعی و عادی و معمول، قابل فهم، هر روز عادت کرده اند.آن غمگین, جدی,...
  • خواب مترادف،: بیخوابی، بیداری، بی خوابی، بی قراری.

  •