خود به خود مترادف،: ساختگی مصنوعی غیر طبیعی، کنترل، برنامه ریزی شده است.
خود خواهی مترادف،: بی تکلف بی ادعا، فروتن diffident، self-deprecating.
خود راضی مترادف،: نگران،، مضطرب، م آشفته، مزاحمت، ناراحت.deferential، خجالتی، ترسو، فروتن، self-effacing.، self-doubting apologetic متواضعانه مردد گوسفندوار، diffident.
خود سر مترادف،: سازگار با نرم و قابل انعطاف، مطیع، انطباق تسلیم، لشکر اجباری.قابل اعتماد، قابل پیش بینی, منظم, سازگار, ثابت, ثابت.ترسو timorous نا امن، مطمئن نیستید، self-doubting.
خود فروشی مترادف،: unpretentiousness، تواضع، رزرو، حیا، سادگی، inconspicuousness.
نقطه: نشان می دهد توجه نشان می دهد، آشکار، اشاره، اشاره، اشاره، مشخص، تاکید، یادآوری، Underscore, جزئیات مورد گام، خاص، نمونه بخش قطعه مقاله، بخشی, محل، مکان محل نقطه منطقه...