فهرست اسامی همه مترادف،


  • خواب آلود مترادف،: فعال و هشدار و پر انرژی، بیدار، سویفت.wakeful، open-eyed، هشدار، keyed، wide-awake.
  • خوابیده به پشت مترادف،: راسخ مبارز سخت، قوی، tough-minded، سرکش.
  • خواستار مترادف،: نرم افزاری آسان، باهستگی.
  • خوانا مترادف،: ناخوانا، معلوم، خواندن، ضد و نقیض، scrawly.
  • خواندن مترادف،: ناخوانا نامشخص ضد و نقیض، خواندن، نابود، مخدوش است.
  • خواهد بخشید مترادف،: متهم، سرزنش، inculpate، مجازات، blacken.
  • خواهر مترادف،: ماچو مرد قوی ونیرومند باک, گاو نر, سوار کار ماهر.مردانه, مهاجم, سخت, ماچو، red-blooded، دلیر.
  • خوب مترادف،: متوسط، تحتانی, middling, رایج, so-so, کاليبر.وتو, مخالفت, ممنوعیت, محکومیت, شست پایین.غیر متعارف آتیپیک نامطمئن،...
  • خوب انجام شده مترادف،: فقیر ناکافی رضایتبخش ناشایست،، bungled.
  • خوب خواهد شد مترادف،: خشم, اكراه, hesitancy, خشم, demur, اعتراض.کسب و کار بد نیت antipathy، دشمنی، خون بد، بی اعتباری.
  • خوب دل مترادف،: بیمار دفع توز مخرب، خودخواه، ميانگين نحس.
  • خوب ومهربان مترادف،: با صرفه sparing توزانه، بی فایده، رقم.
  • خوبرو مترادف،: زشت, غیرجذاب, ساده, معمولی, unlovely, ill-favored.
  • خوبی مترادف،: حد وسط نقص حقارت، بدی، shoddiness.بدخواهانه، ظلم کینه توزی، علی رغم، وحشیگری.شرارت، نادرستی، roguery، فساد، معاون بد.
  • خود مترادف،: قوی قوی قوی، محکم، پرقدرت، سالم، دلچسب، صدا.
  • خود آگاهانه مترادف،: خود به خودی، آرام، بی خیال، اعتماد به نفس.
  • خود به خود مترادف،: ساختگی مصنوعی غیر طبیعی، کنترل، برنامه ریزی شده است.
  • خود خواهی مترادف،: بی تکلف بی ادعا، فروتن diffident، self-deprecating.
  • خود راضی مترادف،: نگران،، مضطرب، م آشفته، مزاحمت، ناراحت.deferential، خجالتی، ترسو، فروتن، self-effacing.، self-doubting apologetic متواضعانه مردد گوسفندوار، diffident.
  • خود سر مترادف،: سازگار با نرم و قابل انعطاف، مطیع، انطباق تسلیم، لشکر اجباری.قابل اعتماد، قابل پیش بینی, منظم, سازگار, ثابت, ثابت.ترسو timorous نا امن، مطمئن نیستید، self-doubting.
  • خود فروشی مترادف،: unpretentiousness، تواضع، رزرو، حیا، سادگی، inconspicuousness.
  • خود محور مترادف،: self-effacing فدا کردن سخاوتمندانه، خیریه.
  • خودتون مترادف،: راست، صاف، سرودن، تراز، اصلاح، بگذارید.
  • خودخواه مترادف،: سخاوتمندانه، نوع دوستانه، عاری از نفس پرستی، خیریه.
  • خودداری مترادف،: ترویج، تسریع، پیشبرد، تسریع.دادن اعطای آزادی، ترک، آشکار.
  • خودداری کنند مترادف،: همچنان باقی بماند، افراط، عملکرد.
  • خودسرانه مترادف،: مسئول قانونی محسوب نگردند،، بررسی، مداوم، در نظر گرفته.
  • خودمختار مترادف،: وابسته به تسلیم، موضوع، محدود است.
  • خودنمایی می کند مترادف،: غیر قابل مشاهده, ناچیز, مهار, ناچيزى, ناچیز, low-keyed.
  • خودکار مترادف،: عمدی، عمدی، آگاهانه، داوطلبانه.
  • خودی مترادف،: خارجی, بیگانه, غيرعضوي، تازه وارد, غریبه, interloper, مزاحم.
  • خوراک مترادف،: گرسنگی famish، اگزوز، تضعیف، محروم تحت تغذیه، emaciate.
  • خورند مترادف،: غیر قابل تسخیر، رویین تن, قوی, نامحدود, امن, محفظه.
  • خورنده مترادف،: آرام و آرامش بخش و دلپذیر، ادب، نوع، نرم و ملایم.
  • خوش مترادف،: بدبین، غم،، نا امید کننده، نومیدان، mournful dejected.راست unbent, طبیعی, limber, انعطاف پذیر.، محفوظ است دور گریزان از اجتماع خصومتآمیزی دور، مغرور.
  •