فهرست اسامی همه مترادف،
فریاد مترادف، : زمزمه، زمزمه, نفس, آه, همهمه.زمزمه، زمزمه، زیر لب سخن گفتن، نفس کشیدن.فریب مترادف، : صداقت، حقیقت، صداقت، straightforwardness، باز بودن، انتظاری، صحت.حقیقت, واقعیت, صحت, واقعیت, واقعیت, دقت.دفع منصرف کردن repulse، درایو دور، تضعیف.فریبنده مترادف، : واقعی واقعی واقعی، درست، دقیق، undisguised، قابل اثبات.بی تزویر و صادق و صمیمی، ساده، فرانک، تمام.ناخوشایند دافع خارج از قرار دادن، توهین آمیز، دافعه، نفرت انگیز.فریبکارانه مترادف، : صادق و راستگو و ساده, باز, کاندید, صریح.فساد مترادف، : خلوص خوبی صداقت, دستگيري, خویشتن داری، فضیلت.اخلاق، خلوص، نیکی، عدالت، عدالت.مزیت، کمک، خوب، سود، بهبود، نفع.فساد نا پذیر مترادف، : فاسد، متقلب، رشوه.فسخ مترادف، : مداحان, panegyric, encomium, تقدیر, بیعت، تحسین, جلال.فشار مترادف، : انتشار، شل، سهولت، بگیرد.آرام، بی خیال، بی حال، lackadaisical، apathetic، پایین کلید، نرم فروش.فشار با نوک انگشت مترادف، : تسریع، داش ها لیز خوردن، سرعت، شلوغی.فشرده مترادف، : ، تضعیف پایانی، سطحی، بی دقتی، apathetic، hit-or-miss، ضعیف.فشرده سازی مترادف، : کشش گسترش اتساع و تورم و توسعه, بزرگ شدن.کشش, گسترش, گسترش, بزرگ, گشاد, باد.فصل مترادف، : سخت, تشدید, تشدید, تیز.فصیح مترادف، : inarticulate، مردد، دست و پا چلفتی، کسل کننده، tongue-tied.خالی, برنامه, inexpressive, مرموز.فضل مترادف، : زشتی, loutishness, crudity, ضعف, boorishness, درشتی.فضولی مترادف، : دور نگه داشتن خودداری، نگه داشتن نخواهند رفت، پرهیز، جلوگیری از.مهر نزدیک، بسته، اتصال، قفل.فضیلت مترادف، : گناه venality خصایل، فساد.گناه، خطا، ضعف، لعنت، ضرر، نقص.پایه بیشرمی و رسوايی و رشوه، فاسد.فطرت مترادف، : بزدلی و ترسویی، بی تفاوتی، irresolution، ضعف، عقب ماندگی، velleity.فعال مترادف، : ، آرام نیز مرده خفته، خواب.قبول, اقدام, اعطای, عملکرد, تسلیم.خنثی، حصار نگهدار.اهمال جدا uninvolved، disengaged، غیروابسته، degage.بی اثر، تنبل، بی حال، نكاتي، phlegmatic، کند.فعال کردن مترادف، : immobilize فلج کند بی جان، تضعیف، بررسی، توقف.فعالیت مترادف، : اینرسی چين بی حالی، انفعال، پارگی حصار نشسته.آرام، آرامش، سکون، آرامش، آرامش.عدم ناحيۀ مرگ کاذب, حالت سکون, سکون، بهت.فعلی مترادف، : قبلی، گذشته، گذشته، تاریخی، سابق.غیر مرسوم، خارج از تاریخ، منفور، هشدار، مورد رویداد outré.فقر مترادف، : ثروت فراوانی رفاه، لوکس، توانگری.فراوانی، فراوانی، فضل، کفایت، کفایت، ampleness، copiousness.غنا, باروری, imaginativeness, خلاقیت.فقط مترادف، : بد، iniquitous، پایه، نادرست است.ناعادلانه, جزئی, گرایش, منحرف.تقریبا نزدیک به غلط و اشتباه، نامشروع فقط در مورد...فلاپی مترادف، : سفت و محکم، سخت، راست، unbending، راست.فلج مترادف، : قدرت، قدرت، انرژی، پویایی، قدرت.شدید، قاطع، غیرمعمول، پاسخگو.تعمیر، بازسازی, تقویت, بازگرداندن, درمان.فلزی مترادف، : dulcet euphonious هماهنگ، زنگ مانند، نقره ای، نرم.فلسفی مترادف، : بی حوصله، بثورات، تحریکی عاطفی کاربرده، پرشور.فلکس مترادف، : راست، استراحت، unbend.فهم مترادف، : فهم روشن آشکار آشکار، واضح، آشکار است.ژرف و گیج دور از فهم، پیچیده، مبهم، درهم.فهیم مترادف، : unobservant، غیر حساس غافل بي توجهي، کسل کننده، مبهم است.فوتی و فوری مترادف، : غيرمجاب، مجمل، لنگ، معتبر، مردد، ضعیف.فورا مترادف، : بعد، هر زمان، هر زمان که به آرامی و، پس از آن، دیگر نهایت زمان.فوری مترادف، : غیر مستقیم, جدا, حذف, دور.بی اهمیت، بیهوده و بیمعنی ناچيزى ناچیز، unessential، غیر ضروری است.فوق العاده مترادف، : unimpressive, متوسط, so-so, فقیر.تحتانی ضعیف, توسط, بی تفاوت و بی ارزش.دوزخیان زیرآبی رفتن بی ارزش execrable رقت انگیز، مطرود...فویل مترادف، : abet پشتیبانی، علاوه بر این، ترویج، پیشبرد همکاری، همکاری.