اشتیاق مترادف،: بی گریزی اكراه، antipathy، سردی.باحال disinclined تمایلی بدهي، میلی است.
اشراف مترادف،: مقطع.خصایل, فساد, نامردی, سازمان ملل متحد اعتماد.lowliness, ابهام, سادگی, بی اهمیتی علائم.پرولتاريا کلاس بورژوازى، دهقانان، قوم، توده توده polloi, اراذل و اوباش، riffraff، تفاله زمین کار کند.
اصلاح مترادف،: بدتر، تضعیف، آلوده، debase.دور انداختن زباله رها، غفلت، رد، از دست دادن.تضعیف بدتر، استیصال، فرسایش.
اصلاحات مترادف،: انحطاط زوال تخریب، فساد، سوء استفاده، واکنش، رگرسیون.بدتر, انحطاط, رو به زوال، سیر قهقرایی, عقب.
اصلی مترادف،: آخرین به روز رسانی, نهایی, نهایی, پایان انعقاد.بی فایده و imitative و unimaginative، استریل، برن.conformist سنتگرا babbitt.قدیمی, مبتذل, معمولی, hackneyed.، تقلید، تکراری، تولید مثل، کپی المثنی.
اصولى مترادف،: بی پروا، اصولی خراب کارانه، فرصت طلب، مباحثِ.
اصیل مترادف،: کاليبر خام درشت بی ادب، unpolished، خشن.half-breed، crossbred، هیبرید، دو رگه، گذشتند.