فهرست اسامی همه مترادف،


  • تلنگر از مترادف،: آرام، خونسرد، یکی از خنک نگه داشتن.
  • تلو تلو خور مترادف،: هوشیار، معتدل، abstemious.
  • تلوّن مترادف،: گرانش، هوشیاری سنگینی هیبت، sternness، جدیت.
  • تمام مترادف،: فرعی تابع دوم بی اهمیت، کمتر، کوچک، همه در خارج خسته wearied خسته خسته، fagged، صرف frazzled فرسوده, خسته, enervated, ضرب و شتم...
  • تمام عیار مترادف،: سبز بی تجربه ندیده unschooled، امتحان، uninitiated, پخته.جزئی مناطق،, جزئی، بهر بی تفاوت، ناقص است.
  • تماما مترادف،: تا حدی، تا حدودی، نسبتا، تا حدودی، نسبتا، در بخش.
  • تمایز مترادف،: گمنامی.
  • تمایل دارند مترادف،: غفلت، نادیده بگیرد، بی اعتنایی، شانه خالی کردن.
  • تمایلی مترادف،: ، مایل متمایل شیب دار مشتاق داوطلبانه، سازگار با.مشتاق مشتاق مایل تعاونی، سریع، آماده است.
  • تمدن مترادف،: وحشیگری، عقب ماندگى, بیابان, تاریکی, barbarousness, جهل.
  • تمرکز مترادف،: حاشيه خارج از حومه، لبه ها، حاشیه، sidelight.متفرق و پراکنده, پراکنده، منحل, حل, جداگانه.
  • تمرین مترادف،: ماهر و بی تجربه و خام، untutored، سبز، neophytic.
  • تمسخر مترادف،: اعتماد به نفس، احترام، تحسین و تشویق و تایید و تقدیر، تجلیل.
  • تملق گفتن مترادف،: اى، توهین، تحقیر، انتقاد، ناراضی بودن، قرار دهید.
  • تمپورال مترادف،: ، lingering پایدار طولانی مدت با دوام، دائم.معنوی قدسی مذهبی آسمانی، کلیسایی.
  • تمکین مترادف،: impertinence، انفعالی،, بی احترامی, خشونت, فرض, پرخاشگری.
  • تمیز کردن مترادف،: کثیف آلوده، لکه، نقطه خاک، ظروف سرباز یا مسافر، آلوده.underhand prejudiced ناعادلانه، کج.، رنگ آمیزی خال خال و کثیف و...
  • تناقض مترادف،: تصمیم قطعی, مستقر, حل, روشن.پشتیبانی تحمل رعایت، اعتبار، بررسی کنید.موافقم، تایید تایید، سوگند تئوريک, دوم.
  • تنبل مترادف،: کوشا، فعال، پر انرژی، شلوغ، سخت کوش، indefatigable.پر جنب و جوش، پر انرژی، شلوغ، مشغول، کوشا.فعال، سریع کوشا پر جنب و جوش شلوغ، پر انرژی.
  • تنبلی مترادف،: فعالیت، تحرک، حرکت، سیالیت، حرکت.
  • تنبیه مترادف،: نور, آرامش بخش, ساده, نیرو.
  • تند مترادف،: مطلوب، برنامه، خالی.کسل کننده، بی معنی، uninteresting، دارای اثر تسکین دهنده.نوع نرم، آرام، تسکین دهنده، دلپذیر و مطبوع، شیرین،مطلوب، بی بو، بی مزه، flavorless.
  • تند و با مزه مترادف،: زیرک، خسته کننده، کسل کننده، uninteresting، غیرجذاب.مطلوب، مسطح، insipid، بی مزه، unappetizing.
  • تند و تیز مترادف،: دارای خاصیت مرهم و دلپذیر، گرم، خفیف، معتدل است.
  • تند و زننده مترادف،: اخلاقی، خالص، فضیلت، مناسب و معقول.تمیز، خالص، unsoiled، بی عیب.دلپذیر، مهربان، good-tempered، مهربان.
  • تند و شدید مترادف،: محتاطانه محتاط مراقب ثابت، تشکیل، بیمار، مردد، در نظر گرفته و محاسبه شد.
  • تند، مترادف،: unperturbed, cool-headed, متین، بی سر و صدا, مهار, apathetic.
  • تنزل مترادف،: افتخار، بالا بردن، بالا بردن.
  • تنش مترادف،: صلح از ذهن, آرامش, آرامش, آرامش, آرامش.پايگى، انعطاف پذیری، وسط.
  • تنظیم مترادف،: نتیجه گیری, پایان, باد, خاتمه.
  • تنهایی مترادف،: شلوغ شلوغ، شلوغ، thronged، آن خانه پرجمعیت، انباشته.، محبوب، خوش مشرب.قابل معاشرت بودن، مشارکت، conviviality، gregariousness، همراهی.
  • تنوع مترادف،: یکنواختی، نظم، همگن، یکنواختی، تکرار، روال.
  • تنومند مترادف،: نازک، لاغر و نحیف, لاغر, بلند و باریک, lank, لاغر و نحیف.
  • تنگ مترادف،: ، سست جادار و بزرگ و فراوان، جادار،.نا نا اسلاک، شل، سهل انگار.، شل، شل انعطاف پذیر، pliant، سهل انگار.آسان، undemanding، باهستگی، نور.
  • تنگ یا کمربند بستن مترادف،: دشوار پشت شکن، عرق، قتل، بکشید.
  • << < 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 29 > >>