فهرست اسامی همه مترادف،
تغذیه مترادف، : دلسرد، تضعیف، تأخیر.گرسنگی، محروم است.تغييرناپذير مترادف، : تغییر، ابطال، بی ثبات و متغیر، برگشت پذیر است.تغییر مترادف، : پایدار، قابل اعتماد، ثابت، انعطاف ناپذیر، ثابت و مداوم.تغییر شکل مترادف، : طبیعی صدا خوش بر و رو جذاب, طبیعی, ایده آل.تغییر پذیر مترادف، : سفت و محکم، انعطاف ناپذیر، تغییر ناپذیر، تغييرناپذير است.قابل اعتماد قابل اعتماد قابل پیش بینی ثابت قدم، محکم، پایدار.تفاله مترادف، : نخبگان، کرم، اشراف، طبقه فوقانی، القاب سلطنتی.تفاهم، مترادف، : خصومت، بیگانگی غرابت اختلاف، ناسازگاری، تضاد.تفاوت مترادف، : قرارداد توافق صلح، سازگاری، موافقت، مخالفت،.مکاتبات کبیرِ یگانگی, شباهت, توافق.تفرقه مترادف، : نظرى هم نوا مناسب بخشنده، مدبرانه، برنده.تفریح و سرگرمی مترادف، : خرحمالی زحمت کار، سخت کار کردن، travail.تفویض مترادف، : موقت، مشروط، متغیر، گاه به گاه.تفکری مترادف، : امن، مطمئن شوید، تضمین شده قابل اعتماد.عملی, آزمایش, ثابت, دارای اعتبار است.تقابل مترادف، : اجتناب, پرواز, فرار, تحمل, عقب نشینی، مقابله با نادیده گرفتن چالش، چهره، جرات، متهم، face به face با، قبل از قرار داده است.تقاضا مترادف، : کمبود قحط و غلا، عدم کمبود، می خواهم، عدد.تقدم مترادف، : حقارت مطیع، حد وسط.تقدیر مترادف، : بی اعتنایی، disdain، تحقیر، رد، دوست نداشتن.استهلاک کاهش افسردگی، bearishness است.شرايط دشوار بانوان ايران، سرزنش، incrimination، مخالفت، blackball، نقد است.تقدیس مترادف، : desecrate, بی حرمتی, گردنه, آلوده.محکوم, لعنتی, execrate, excommunicate.تقریب مترادف، : انشعاب, تفاوت, فاصله, جدایی نادر از سیمین.تقسیم مترادف، : متحد, لینک, جلوه, فیوز, سیمان, پل.وحدت، هماهنگی، توافق، همبستگی.تقسیم بندی مترادف، : ادغام، وحدت تحکیم تمامیت، یگانگی، یکپارچه سازی.تقلا مترادف، : تراز سازماندهی ترتیب، طبقه بندی، مرتب کردن، سفارش.تقلب مترادف، : صداقت، یکپارچگی، نجابت، ناشایستی، صحت، اعتماد، قابلیت اطمینان.تقلید مترادف، : اصلی, نمونه, مدل, مککوی واقعی.معتبر, اصلی, خالص, واقعی, واقعی, درست, معتبر, العربي.تقلیل مترادف، : افزایش, گسترش, فرمت, افزایش, گام به گام تا.تقوا مترادف، : ungodliness, ملاحظات, بی تقوایی, ارتداد, توهین به مقدسات.ایمانی،, خیانت, بی تقوایی, ملاحظات, بی احترامی.تقویت مترادف، : تضعیف، تضعیف, debilitate, sap, آب.کاهش, کاهش, کاهش, تضعیف, محدود.تضعیف سراسرجهان sap، تضعیف, دلسرد, غیر فعال کردن،...تقویت کردن مترادف، : کاهش کاهش, کاهش, کاهش, قرارداد کوچک، جلوگیری از تورم.تلاش مترادف، : ، تسکین undemanding و آرام و ساده، آسان است.تلافی مترادف، : ، آمرزنده خیریه مهربان بردبار، ملایم است.را فراموش کرده ام ببخش چشم پوشی، بهانه، چشم پوشی، دفن تبر.تلخ مترادف، : بی ضرر، غیر سمی، غیر سمی.شاد, روشن, گلگون, امیدوار کننده است.پوشیده از سبزه، سرسبز، شکوفایی، انبوه.شیرین،...تلسکوپ مترادف، : گسترش, کشیدن, تقویت, قرعه کشی, کردن گوشت.تلفظ مترادف، : کم رنگ و ظریف, مشکوک, جزئی.تلفن همراه مترادف، : تعب سفت و سخت، سلسله مراتبی طبقه بندی، بسته، یکپارچه.بی حرکت, ثابت, غیر منقول, sessile.torpid، سفت، expressionless، کسل کننده است.تلق تلق کردن مترادف، : ایجاد اطمینان، روشن تا تسکین، سهولت.آرام زمزمه کردن زمزمه، سکوت، سکون.تلنگر مترادف، : بی اعتنایی, نادیده گرفتن, غفلت, disdain, انتقاد.