تیره مترادف،: آفتابی و روشن و شفاف، درخشان، درخشنده، ابر،.نور روشن درخشان رنگارنگ، رنگ پریده، نقاشی با مداد رنگی.دشت واضح، صریح و روشن، مشخص و سرراست است.
تیره رنگ مترادف،: روشن، براق، تمیز، جدید، درخشان، رنگارنگ، زرق و برق دار.
تیز مترادف،: کهنه، بی عرضه، درهم و برهم.کسل کننده، بی پرده.مبهم، مبهم، نا معلوم، فازی، تاری.متراکم، ضخیم، slow-witted، احمقانه،...
تیز هوش مترادف،: ، کسل کننده احمقانه و نابخردانه، آهسته، plodding.
تیز کردن مترادف،: کسل کننده بلانت درونت را پایین، abrade.بی جان، افسرده، بی حس، تعدیل، استمداد، بشدت.
تیغ دارای طعم اصلی مترادف،: ، dispirited بی حال morose منکوب، کسل کننده است.مطلوب، متواضع, شایسته, inoffensive, ظریف.
ثروت مترادف،: کمبود, spareness, عدم, بی کفایتی، کمبود، عدد, قحط و غلا.فقر meagerness بی کفایتی می خواهم، عدم، نیاز است.فقر نمی فلاکت، نیاز، می خواهم، penury.
نقطه: جزئیات مورد گام، خاص، نمونه بخش قطعه مقاله، بخشی, نشان می دهد توجه نشان می دهد، آشکار، اشاره، اشاره، اشاره، مشخص، تاکید، یادآوری، Underscore, نوک اوج، راس، نوک قلم کاسپ،...