فهرست اسامی همه مترادف،


  • توهین مترادف،: تعریف ستایش, ستایش, افتخار, جشن تحسین، احترام بگذارند.تعریف, ستایش, تقدیر, افتخار, تشویق, بیعت.افتخاری چاپلوس مربوط به تحسین وتمجید، eulogistic، تصويب طرح، دریافت.
  • توهین به مترادف،: افتخاری چاپلوس مربوط به تحسین وتمجید، احترام، deferential.
  • توهین به مقدسات مترادف،: piousness، تقوا، devoutness، صمیمیت، احترام، احترام.تبرک تقدیس تقوا، احترام، devoutness، رعایت.
  • توپخانه ضد هوایی مترادف،: جلال، تشویق، تصویب، درمان، سلام، ستایش، احترام.
  • توپر مترادف،: ترسو، ضعیف النفس، irresolute، نگران است.pallid برنامه jejune، ضعیف، کسل کننده است.فروتن, حوصله, سنگین, deferential.
  • تپه مترادف،: گودال سوراخ زیرزمین لانه کردن، توخالی، نخست.توخالی, دره, افسردگی, سوراخ, دل.
  • تک مترادف،: گروه جمعیت بسیاری، بسیاری از, چند, بی شمار.کامپوزیت مخلوط کنگلومرا، مخلوط، چند برابر.نادیده گرفتن خفیف را...
  • تک صدایی مترادف،: گفت و گو, گفتگو, give-and-take, colloquy.
  • تکان دهنده مترادف،: ، آرام آرام، تسکین دهنده اطمینان.، کسل کننده خسته کننده، uninspiring، بیحس کننده، خواب الود،.
  • تکثر مترادف،: اقلیت، تعداد انگشت شماری، کسر، چند.تنهايى منحصر به فرد، فردیت.
  • تکرار مترادف،: تازگی طراوت منحصر به فرد، تکینگی، اولویت.
  • تکراری مترادف،: تازه، جدید، جالب،، تغییر، هیجان زده، غیر منتظره متفاوت.
  • تکمیلی مترادف،: نخست، ضروری، اساسی، اساسی، ریشه، حداقل.
  • تکه بزرگ مترادف،: wiseacre هوشمند aleck know-it-all، مرد دانا.
  • تکه تکه مترادف،: pusillanimous، ترسو، حوصله، ملایم، unaggressive گذاشت.
  • تکیه می کنند مترادف،: بی اعتمادی، شک، كفر سوال.
  • تگرگ مترادف،: نخواهند رفت، چشم پوشی از جلوگیری از غفلت، بی اعتنایی، تصویب بیش از.
  • تیتان مترادف،: کوتوله، جن، pygmy، lilliputian، peewee، نصف پاینت.
  • تیترهای مترادف،: سركشان بازگشتگاهى متکبر، مغرور، disdainful، swaggering، imperious، مغرور.
  • تیره مترادف،: آفتابی و روشن و شفاف، درخشان، درخشنده، ابر،.نور روشن درخشان رنگارنگ، رنگ پریده، نقاشی با مداد رنگی.دشت واضح، صریح و روشن، مشخص و سرراست است.
  • تیره رنگ مترادف،: روشن، براق، تمیز، جدید، درخشان، رنگارنگ، زرق و برق دار.
  • تیز مترادف،: بی پرده، کسل کننده، مبهم.مطلوب، بی مزه است.متراکم، ضخیم، slow-witted، احمقانه، ساده لوح.مبهم، مبهم، نا معلوم،...
  • تیز هوش مترادف،: ، کسل کننده احمقانه و نابخردانه، آهسته، plodding.
  • تیز کردن مترادف،: کسل کننده بلانت درونت را پایین، abrade.بی جان، افسرده، بی حس، تعدیل، استمداد، بشدت.
  • تیغ دارای طعم اصلی مترادف،: مطلوب، متواضع, شایسته, inoffensive, ظریف.، dispirited بی حال morose منکوب، کسل کننده است.
  • تیغهٌ مترادف،: ساده و روشن، منسجم، منظم، بیان.
  • ثابت مترادف،: متغیر، ناهموار، fitful، متناوب، نامنظم.قابل حمل, متحرک, متحرک, موبایل, مهاجر.بی ثبات inconstant ببخشی، کارانه،...
  • ثابت شده است مترادف،: امتحان بی اساس، تفکری فرضی، نظری، conjectural، ادعایی.
  • ثابت قدم مترادف،: وفا، متزلزل، بی ثبات، fair-weather، غیر قابل اعتماد.ببخشی، vacillating، مردد، مشکوک، غیر قابل اعتماد.
  • ثبات مترادف،: لرزش، بی ثباتی، ضعف، vacillation، نوسان.شل تضعیف تضعیف، بی ثباتی، تکان دادن.
  • ثبت اختراع مترادف،: ، مبهم مبهم، نامعلوم، رمزی، وقت تلف کردن، گیج کننده، ژرف، recondite.
  • ثبت نام مترادف،: انصراف، برداشت, لغو, رد, کویر, قطره از.
  • ثروت مترادف،: فقر نمی فلاکت، نیاز، می خواهم، penury.کمبود, spareness, عدم, بی کفایتی، کمبود، عدد, قحط و غلا.فقر meagerness بی کفایتی می خواهم، عدم، نیاز است.
  • ثروت باد آورده مترادف،: mischance بدبختی تصادف، از دست دادن، مصیبت.
  • ثروتمند مترادف،: فقیر و نیازمندان بی بضاعت، جنايي، فقرزده و بی پول، شکست.
  •