بروشور مترادف: جزوه جزوه، جزوه در حال پرواز، پوشه، مدور، پستی، دستگاه handbill، است.
برون نما مترادف: طرح نمودار، خط نقاشی، طرح کمیاب، مرز، شکل، کانتور، مرز، لبه، شبح، مشخصات، حاشیه.طرح قرعه کشی افز ا ر، ردیابی،...
بروک مترادف: جریان نهر، streamlet، پاى rill، watercourse، اجرا, کشتن, شعبه، چنگال، انشعاب.تحمل چشم پوشی قرار داده تا با، countenance، قبول، پشتیبانی، رعایت، ایستاده، خرس، تحمل، رنج می برند.
بروید شده توسط مترادف: به هدایت می شود، در انطباق با، بر اساس با دنبال اتخاذ، توجه، مشاهده، قاضی از.تصویب فراتر overshoot، پیش افتادن از، تجاوز، ضرب و شتم، پشت سر بگذارید، گرفتگی.
برچسبها مترادف: را شکل, عمده, کشتی سنگین و کندرو, فرم, ظاهر می شود، بوجود می آیند، صعود، ظهور، شناور، impend، کوه، نشان می دهد، موم، شکل، portend، بوده، تهدید.
بزاق مترادف: تف, spittle, drivel, slaver, slobber, یاوه سرایی کردن، ترشح بزاق و خلط و آب و صدا زدن، فوم.
بزدايد مترادف: روشن رایگان, exculpate, تبرئه, اعلام بی تقصیری خواهد بخشید، تخلیه، بخشیدن، ببخشايد، عفو، ببخش.unburden تسکین، آزاد، بهانه ای اجازه، معاف است.
بزرگ مترادف: جادار، capacious، جادار،، بزرگ، گسترده، uncrowded، فراوان، قابل ملاحظه، راحت، وسیع، حجیم.مهم تبعی، اهمیت، سنگین،...
بزرگ شدن مترادف: بزرگنمایی، blowup، گسترش، رشد، تقویت, فرمت, تقویت, افزایش.
بزرگترها مترادف: بی علاقه بی تفاوت، uninvolved، دور، جدا apathetic، dispassionate، listless، دانلود، incurious، دور، خراب.آرام تشکیل شده, بی دقتی، سرد،...
بزرگداشت مترادف: جشن برسم یادگار، به شهرت جاویدان دادن افتخار، به یاد داشته باشید، سلام، علامت، مشاهده، حفظ، solemnize.جشن سالگرد, سالگرد رعایت، memorialization، یاد، تجلیل، تداوم، شناخت، حفظ، solemnization، تهنیت.