به اوج خود رسید مترادف: ، رنگ پریده نحیف نحیف، اتلاف، pinched، enervated، shriveled، چروکیده، لاغر و نحیف، دچار سوء تغذيه، enfeebled، بیحال شده اند، ضعیف، sickly، خود.
به تازگی مترادف: به تازگی، از اواخر سال، فقط در حال حاضر، latterly، دیروز.
به تدريج] نابود مترادف: پاک کردن لغو معدوم کردن، نابود کردن، حذف، بلات، expunge، از بین بردن، excise.
به تنهایی مترادف: منحصر به فرد و بی نظیر و بی نظیر، بی نظیر، تنها، تنها، بی نظیر، بی همتا و مفرد، بی نظیر، به بی نظیر.تنهاست انفرادی جدا شده friendless, تنها, جداگانه, گمشده رها خالی از سکنه متروک، رها شده است.
به جلو نگاه به مترادف: پیش بینی نگاه نسبت به انتظار، بر تعداد، طولانی، انتظار، منتظر، امید، نگاه، تکیه می کنند.
به حداقل رساندن مترادف: کسی بازی، کم، decry، براق بیش از مقایسهٔ، مستهلک، derogate.کاهش کوچک، لاغر کردن کوچک، محدود کردن، کاهش، کاهش، مختصر کردن.
به خاطر مترادف: علاقه توجه توجه، حساب، استفاده، رفاه، سود، افزایش، خوب.هدف انگیزه، دلیل، هدف نهایی، هدف، علت، اصل.
به زمین مترادف: عملی هیچ و بی معنی، نگهبان، عملگرا، واقعی، عملی، معقول، عاقل، unsentimental، plainspoken، خاکی، درشت، زمخت.
به زودی مترادف: مدت کوتاهی, حال حاضر, چند لحظه بعد، در حالی که قبل از اینکه طولانی، ere, و, در کمی در حالی که، betimes، به طور مستقیم، در اوایل بدون تاخیر طولانی.
به زیر جلی مترادف: حیله گر, furtive, مخفی، فرمولهاى رندانه تر، پنهانی، پنهان، یواشکی, مخفی, مخفی, پنهان فریبکارانه ریاکارانه بیشرمی، اشتباه است.
به سادگی مترادف: فقط، فقط، فقط صرفا تنها، اما در اکثر تنهایی، سختی، منحصرا.