بازگشت مترادف: پاسخ پاسخ پاسخ, تلافی, rejoinder, گوشزد، دفع، باز گشت.عقب قرار بازگرداندن بازیابی، جایگزین، تنظیم مجدد، انباشتگی،...
بازی مترادف: تفریحی سرگرم کننده، ورزش، بازی، انحراف، تفریح، سرگرمی، تفریح و سرگرمی، بذله گویی، شوخی.شوخی، طنز، پاپ، foolery،...
بازی شیر یا خط مترادف: پرتاب پرت زمین، بازیگران، تمرین، پرتاب، چاک، خجالتی، تلنگر، قرار دادن.پرتاب زمین پرت، پرتاب، بازیگران، تلنگر، چاک، خجالتی، سوق دادن، پروژه، تخلیه، چنگال.
بازیابی مترادف: دوباره به عقب بر گردیم، repossess، ransom, بازیابی از گرو در اوردن، اصلاح، نجات، جبران.درمان را برای اصلاح، درست،...
بازیچه قرار دادن مترادف: احمق با بازی اسباب بازی، واهمه، palter، philander، حرکت، coquet، dally، dawdle، piddle، ور رفتن معمولا، کمانچه.بی موردی تبدیل،...
بازیگر مترادف: هنرپیشه پخش بازیگر, مجری, عضو دسته نمایش دهندگان, ستاره, پیشرو بانوی پیشرو مرد.doer عامل شرکت کنندگان، participator، مجری، مجری، عامل، مجرم، اپراتور، کارگر، پزشک، transactor، نماینده.
بازیگران مترادف: ریختن خلاص شدن از شر از دور انداختن، jettison، پرتاب، دورافتاده، رد، از دور، بیرون راندن، خارج، نمی پذیرند،...
بازیگران دور مترادف: دور انداختن رد، دور از پرتاب، رد، repulse، خارج، بیرون راندن، forswear، نمی پذیرند، jettison، قراضه، ریختن، خلاص شدن از شر.
نقطه: رانش, تم موضوع موتیف، تمرکز، ایده، جوهر، ماده، جان کلام، چیستان، قلب، هسته، هسته، موضوع, sully ادبیاتی، Mar نخواهم، لکه دار کردن، Stigmatize، بی اعتبار، لام، تهمت، پاكدامن،...