بازگشت مترادف: برو عقب عقب، retrogress، ebb معکوس، عقب نشینی، دم به نوبه خود.عملکرد تولید خالص، فایده، میوه، رندر، بسيط، در...
بازی مترادف: مسابقه رقابت رقابت، تعهد، مسابقه، مسابقات، مسابقه، رویداد، جلسه، نژاد، تضاد.lambency انیمیشن، مثل نور سوسو...
بازی شیر یا خط مترادف: پرتاب پرت زمین، بازیگران، تمرین، پرتاب، چاک، خجالتی، تلنگر، قرار دادن.پرتاب زمین پرت، پرتاب، بازیگران، تلنگر، چاک، خجالتی، سوق دادن، پروژه، تخلیه، چنگال.
بازیابی مترادف: گرفتن خوب، نیروی تازه یافتن تجمع بهتر، درمان، ترمیم، زنده ماندن، اطراف، اصلا، گرفتن بیش از، دوره نقاهت را...
بازیچه قرار دادن مترادف: احمق با بازی اسباب بازی، واهمه، palter، philander، حرکت، coquet، dally، dawdle، piddle، ور رفتن معمولا، کمانچه.بی موردی تبدیل،...
بازیگر مترادف: هنرپیشه پخش بازیگر, مجری, عضو دسته نمایش دهندگان, ستاره, پیشرو بانوی پیشرو مرد.doer عامل شرکت کنندگان، participator، مجری، مجری، عامل، مجرم، اپراتور، کارگر، پزشک، transactor، نماینده.
بازیگران مترادف: پرتاب پرت، پرتاب، فاصله، زمین بازی شیر یا خط، تمرین، strew، تسمه، سوق.ریختن خلاص شدن از شر از دور انداختن، jettison،...
بازیگران دور مترادف: دور انداختن رد، دور از پرتاب، رد، repulse، خارج، بیرون راندن، forswear، نمی پذیرند، jettison، قراضه، ریختن، خلاص شدن از شر.