خوش گذرانی مترادف: انفجار tootle جوانه زدن، توجه داشته باشید، صدای خوک یا گراز، بابک، بوق، خروپف، ضربه، صدا.tootle صدای ضربه، بابک، باد، tweedle، صدای خوک یا گراز، انفجار، لوله، لوله.ولگردی و قانونی شکنی.
خوشا به حال مترادف: ، sainted canonized، beatified، مقدس و محترم.وقف، مقدس و تقدیس، مقدس، مقدس، sacrosanct، venerated، اختصاص داده شده، اختصاص داده شده است.شاد، شاد، خوشحال، elated، سعادتمند، rapturous.
خوشایند مترادف: قابل قبول رضایت بخش تاريخى واجد شرایط، پذیرش، همه حق، تحمل نمایشگاه.ذوق خوشمزه خوشمزه، ومزه، toothsome، اشتها، mouthwatering، خوش طعم، تند و با مزه, لذیذ, خوش مزه، ambrosial.
خوشبخت مترادف: خوش شانس مورد علاقه خوبان شکوفایی, خوشحال, بخوبی رشد می کند به خوبی, کردن felicitous، سعادتمند.
خوشحالم که مترادف: ، gratifying لذت بخش, felicitous, خوش و دلپذیر، تشویق, به heartwarming.، متمایل خوشحال خوشحال تمایل، مشتاق، حاضر دفع، احساس خشنودی.شاد شاد، همجنسگرا، شاد شاد، خندان، مي، blithe، پرچم، خوشگذران.
خوشدل مترادف: شاد mirthful مسیح،، خوشحال، سعادتمند، خوشگذران، شاد، با نشاط، مبارک، خوشحالم، جشن، گی، exhilarated و خنده دار, elated.
نقطه: محل, موقعیت, محل, نقطه, سایت, مرحله, مقطع, زمان, فوری، لحظه ای, نوشتن توجه داشته باشید، ضبط، ثبت نام را به پایین لیست، چوب خط، خط ناخوانا، نشان می دهد, لکه علامت، خاک،...