داد و بیداد مترادف: دین سر و صدا، clangor، هياهو، نابرای هیاهوی، hurly-burly، اعتراض، دماغ، راکت.حرارت طبخ، سوختگی، پخت کباب، کوره، آتش،...
داد و بیداد کن مترادف: موشکافی کردن خوش طعم, زیبا, خاص, شیک, ضربه زننده, انتخاب کننده.fidgety fretful عصبی، اضطراب، مرزی، آشفته، بد خو، تحریک، بی تاب، ناراحت، بی قرار، antsy.
داراي زوائد و تزئينات مترادف: ruffly ruffled، flouncy، ruched دست آمده، فانتزی، داد و بیداد کن، خوش طعم، فرفری، مزین، پر از کف، زرق و برق دار، foppish، overdressed، بیش از ornamented، gussied تا.
دارای اثر تسکین دهنده مترادف: تسکین دهنده lenitive تسکین، alleviative، آرام بخش، assuasive، دارای خاصیت مرهم، نرم کننده، تسکین دهنده، شفا، مفید، توام با راحتی، آرام، آرام، آرامش بخش.
دارای اطناب مترادف: پرگو prolix longwinded, منتشر, درهم و برهم، پرگو، loquacious، زائد، خیلی پرحرف، متورم، periphrastic، طمطراق، tautological، میدان.
دارای تهور بی مورد مترادف: بی پروا، راش، جسورانه و venturesome، hotheaded، به راستى، مکمل، بی تدبیر بی باک، تند و شدید، unthinking، بی خردانه، devil-may-care.