خشن و زبر مترادف: داد و بیداد کن obstreperous افراطی پر سر و صدا، آشفته یکسویه،، rollicking knockabout، rough-and-tumble، بی بند و بار و پر سر و صدا, بلند, به strident, clamorous shrill.
خشنود و راضی کردن مترادف: لطفا لذت افسون، مات و متحیر کردن محتوا، gladden، تشویق، تحریک، بدام عشق انداختن.رفع میکند به طنز متنعم افراط, را به, coddle, از بین بردن، به نفع، مطابق.
خشونت مترادف: مخرب وحشیانه، مواد منفجره، رویشی آتشفشانی، طوفانی، آشفته، پر سر و صدا، شدید، وحشی، سیتهینگ ترکیدن جوش،...
خطری مترادف: حل و فصل زمین آمد، به استراحت، فرود، پیاده کردن، نور، دریایی، پایین می آیند.
خطری در مترادف: شانس اتفاق می افتد در، در ضربه بر، پیدا کردن، کشف، برخورد، در سراسر آمده، به اجرا.
خفته مترادف: آرام اينطور بی اثر، رطوبت، استاتیک، منفعل، نهفته، معلق، بی اعتنا، ناخودآگاه، اغماء، slumbering، خواب، خواب.به حالت غیر فعال، استفاده نشده، دیگر درگیر، رطوبت، بیکار، غیر عملی، ایستاده، تعلیق، بالقوه.
خفه مترادف: خفه خفه کردن gag، گاز، garrote، نشاندن، smother، asphyxiate، خاموش، انفیه، بی جان، فرو نشاندن.خفه کردن دریچه گاز، garrote،...
نقطه: محل, موقعیت, محل, نقطه, سایت, مرحله, مقطع, زمان, فوری، لحظه ای, نشان می دهد توجه نشان می دهد، آشکار، اشاره، اشاره، اشاره، مشخص، تاکید، یادآوری، Underscore, محل، باز کردن شکاف...