فهرست اسامی همه مترادف،
تشدید کند مترادف،: آرامش و آسایش برای از بین بردن، سهولت، کاهش، کاهش نرم، کاهش، فرو نشاندن، assuage.تشریفات مترادف،: انحراف faux پاس اشتباه، خشونت، استخوان، اشتباه احمقانه.unorthodoxy, nonconformism, bohemianism, خودبخودی, بی نظمی, خروج از مرکز, بداهه.تشنج مترادف،: واگذاری آزادی، آرامش.تشویق مترادف،: دل تنگی، افسردگی، کندی، غم، گرانش، جدیت.مانعی بر سر راه بلوچستان، محدودیت، محدودیت، انسداد، مانع.دلسرد کردن،...تشکیل مترادف،: اخراج، حل موکول پراکنده، منحل، زنگ تفریح.تشکیل شده است مترادف،: ، آشفته پریشان، مضطرب، عصبی، disconcerted، مقید.تصادفی مترادف،: ضروری، اساسی اساسی، اصلی،، ذاتی، ذاتی است.برنامه ریزی، مورد نظر، هدفمند، شده پیش بینی, پیش بینی, پیش بینی.عمدی...تصدیق مترادف،: وتو، ابطال، نفی.تصفیه شده مترادف،: undiscerning، ناخالص، واضح است، آشکار است.خام، خشن، متعصب، مبتذل، boorish، درشت، فروتن.تصمیم گرفت مترادف،: مبهم، نامعلوم، مطمئن نیستید، نامشخص، مشکوک، متزلزل، ضعیف.تصويرهايى مترادف،: مناسب بودن، ارتباط، aptness، pertinence، تناسب، نقطه.تصویب مترادف،: مخالفت، دوست نداشتن، disparagement، زخم زبان زدن، مخالفت، نارضایتی، اعتراض.عدم انتقاد بی اعتباری، استهلاک.انکار عدم ممنوعیت, ممنوعیت، محرومیت، ممنوعیت.تصویب دهند مترادف،: وتو مخالف، رد باطل، مخالفت، رد.تصویب شده مترادف،: رد اخم در رد, انتقاد, رد, عتاب کردن، محکوم.ناکرده منع رد، روشن، رد، ممنوعیت، انکار، روز، گوشزد می سازد.تضاد مترادف،: دوستی خوب خواهد شد توافق، هماهنگی، توافق.تضعیف مترادف،: تقویت تقویت متمدن،، حفظ، ترویج، ساحل.تقویت تشدید، تقویت انرژی، احیای.تضمین مترادف،: ««شک, hesitancy, misgiving, دلهره, بی اعتمادی, ناامنی, شک و تردید.رد, بالا بردن شک و تردید, سوال, رد.تظاهر مترادف،: حقیقت، انتظاری، باز بودن، صداقت، artlessness، naturalness، صداقت.تعادل مترادف،: flightiness irrationality headedness های داغ، بی ثباتی،.عدم تعادل نابرابری ناموزونى، lopsidedness، عدم تقارن تاير.تعارض مترادف،: یکنواخت و مداوم، قابل اعتماد، پایدار، ثابت.منسجم، منظم، فرم، همگن.تعاونی مترادف،: همکاری دور مخرب جداگانه، مستقل، فرد.تعجب آور مترادف،: انتظار می رود، روال عادی، قابل پیش بینی.تعجب می کنم مترادف،: عادی کلیشه بی موردی تبدیل، مته، بازیچه قرار دادن.stolidity، خستگی, خنکی, sang-froid, آرامش, حفظ خونسردی.تعداد مترادف،: با هم متحد سیمان، ترمیم، پیوستن به.تعدیل مترادف،: خشک dehumidify اب چیزی را گرفتن, parch.افزایش شدید, تشدید تشویق، ملتهب.تعرض مترادف،: قبول، موافق, پشتیبانی, مطابق, رضایت دادن.تعریف مترادف،: سروپا, تاری, imprecision و ابهام و فازی و آمورف بودن، indistinctness.عوارض جانبی مهم شدید، disparaging، censorious، توهین.تعصب مترادف،: برادری خواهری تحمل, liberality, موسسه خیریه.even-handedness، پارگی, impersonality, عدالت, انصاف.open-mindedness پذیرش liberality، تحمل،...تعطیلات مترادف،: کار, کار, روزانه سخت کار کردن، معمول، مسابقه موش صحرایی.تعفن مترادف،: عطر و ادکلن عطر عطر، گل، بوی.تعقیب مترادف،: رها، قطع، ترک، برداشت.تعلیق مترادف،: instate، یافتم، سرمایه گذاری، تایید.تعمق، مترادف،: ممنون, رضایت, راضی, خود راضی.تعيين مترادف،: vacillation، عدم قطعیت, irresolution, تردید, تامل, ستون فقرات lessness.تعیین مترادف،: نامشخص مشکوک، متزلزل، بلاتکلیف، متزلزل دیوید،.