فهرست اسامی همه مترادف،


  • تبعیض مترادف،: عدالت سهام عدالت، عدالت، disinterestedness.انجامد، کندی، obtuseness، بی دقتی.
  • تبه کار مترادف،: قهرمان, شاهزاده, پسر خوب, بت.
  • تجدید حیات مترادف،: کاهش پوسیدگی سقوط، انحطاط.
  • تجربه مترادف،: سبز نارس، گناه، ساده لوحی های مضحکی، تازه امتحان.
  • تجمع مترادف،: خلاص شدن از شر از صرف پرتاب، هدیه دادن، توزیع، پاشیدن.عود، رد تضعیف، فرو بردن، بدتر است.بدتر, نزول، تضعیف, عقب, عود.منحل، جنبش،، پراکنده.کاهش, کاهش, کاهش, نو سنگر سازی.
  • تحت مترادف،: رتبه برتر, بالاتر, بیش از, فوقانی مستقل.بزرگتر و بزرگتر و بزرگتر، برتر، بهتر است.بیش از, تا, aloft, بالاتر، بالاتر است.
  • تحت تاثیر قرار مترادف،: بی حرکت، بی ریا، apathetic.خود به خودی، واقعی، طبیعی، معتبر و صادقانه و ساده، بی پیرایه.
  • تحتانی مترادف،: برتر، طبقه اول، برجسته، بهتر است.
  • تحرک مترادف،: سکون بقیه ناحيۀ، بی تحرکی، جبر، حالت سکون.
  • تحریم مترادف،: عدم اعتراض مانعی بر سر راه، خویشتن داری، محرومیت.interdict رد ناکرده، مانع، محکوم، شرايط دشوار بانوان ايران است.
  • تحریک مترادف،: بگیرد، آهسته، تأخیر، فروکش کردن.فرو نشاندن، آرامش، راحتی، تسکین، لطفا.جلوگیری، تعدیل، جلوگیری از، dishearten،...
  • تحریک آمیز مترادف،: مطلوب، کسل کننده، بی معنی، خسته کننده، دارای اثر تسکین دهنده.
  • تحریک پذیر مترادف،: ، آرام تشکیل شده حال آرام، مهربان، imperturbable، تاريخى، unexcitable.
  • تحریک کننده مترادف،: تسکین دهنده آرام دلپذیر، آرامبخش، تاريخى، mollifying، assuaging.
  • تحریکی مترادف،: ، حتی، آرام آرام، متین، phlegmatic، سرد، بی سر و صدا، self-controlled،, وفور، sedate.
  • تحسین مترادف،: ، لکه دار کردن محکوم محکوم، انتقاد، کشیدن، پان نوعی رامی.اشتباه, hiss, اگار, catcall, razz.booing، صدای خش خش، heckling،...
  • تحصیل کرده مترادف،: ندیده نادان ناآگاهانه خام، بی سواد، بی سواد.
  • تحقق مترادف،: جهل شيدايی کوری، شدید، obliviousness.سرخوردگی و ناامیدی، شکست، عدم کمبود، رها، نقص.حرفهای پراکنده ناپدید می شوند، تبخیر.خاموش, برداشت, رها, شکست, داد تا.کمبود کمبود ریزش، می خواهم، شکست.
  • تحقیر مترادف،: ساخت تا، ترویج، ارتقاء، تسبيح، بالا بردن، ستایش، جلال.بالا بردن dignify افتخار، تسبيح، پف دار.افتخار، ارتفاع، تعالی، بزرگداشت.احترام احترام، تحسین تصویب، توجه، افتخار.تحمل، احترام، فروتنی.
  • تحلیلی مترادف،: مصنوعی، یکپارچه، جامع.
  • تحمل مترادف،: نفی رد، لغو، باطل بی اعتبار، رد.تعصب، تحمل، ضیق، تعصب، شووينيسم.رد، دفع, اعتراض, مبارزه با, امتناع.رخنه،، درسى...
  • تحمیل مترادف،: ناچیز و عادی و خرده، ضعیف، متوسط است.
  • تحول مترادف،: سفارش، قانون، آرامش، قانون، صلح، هماهنگی.
  • تحولات نامطلوب مترادف،: مطلوب, دعوت, جذاب, جذاب, دلنشین و جذاب.
  • تحکیم مترادف،: تضعیف, رقیق, نازک, rarefy, تبخیر.تنوع، منحل, disorganize, dissociate, جداگانه, پراکنده.
  • تخت مترادف،: شامپانی، داریوش، درخشان، پر از کف،، حیاتی، fizzing، متحرک تحریک کننده، جالب است.دور گرد، خشن، منحنی، قوسی، ناهموار، پر از دست انداز، ridged.مردد واجد شرایط نامشخص، مشکوک، مبهم، گیج، مبهم.
  • تخریب مترادف،: ساخت و ساز ایجاد تولد، بازسازی، نوسازی، بازیابی.بازیابی, تعمیر, ساخت, راست, ساخت.
  • تخلفات مترادف،: گرایش جزئی prejudiced، حزبی، درگیر.
  • تخلیه مترادف،: بار, بسته, را, پر, معرض.نگه دارید نگه دارید، حفظ، ثبت نام استخدام، بازداشت.
  • تخمیر مترادف،: آرامش, سفارش، صلح، آرام، آرامش, بی تفاوتی, اینرسی.آرام، تسکین آرامش هنوز آرام، آهنگسازی، کاستن.
  • تداوم مترادف،: توقف توقف وقفه، ختم، تعلیق.فسخ، قطع، پایان کردن، پایان، قطع، کشتن.زوال تدریجی، ناپایداری, بی ثباتی, مرگ, fleetingness, اختصار.پس از انقطاع جمع شدن جلو به عقب، توقف، فسخ، وقفه، قطع.
  • تدبیر مترادف،: boorishness, مبتلا, grossness, bluntness, gaucherie.
  • تدریجی مترادف،: ناگهانی precipitate شتابزده ناگهانی، متناوب، نشریه.
  • تدفين مترادف،: نبش قبر disinterment
  • تر و تمیز مترادف،: برهانیم, denude, ساده, functionalize.کثیف, درهم و برهم، هم ریخته, درهم و برهم, شلخته.
  • << < 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 25 > >>