تجمع مترادف،: عود، رد تضعیف، فرو بردن، بدتر است.منحل، جنبش،، پراکنده.کاهش, کاهش, کاهش, نو سنگر سازی.بدتر, نزول، تضعیف, عقب, عود.خلاص شدن از شر از صرف پرتاب، هدیه دادن، توزیع، پاشیدن.
تحت مترادف،: بزرگتر و بزرگتر و بزرگتر، برتر، بهتر است.رتبه برتر, بالاتر, بیش از, فوقانی مستقل.بیش از, تا, aloft, بالاتر، بالاتر است.
تحت تاثیر قرار مترادف،: خود به خودی، واقعی، طبیعی، معتبر و صادقانه و ساده، بی پیرایه.بی حرکت، بی ریا، apathetic.
تخمیر مترادف،: آرام، تسکین آرامش هنوز آرام، آهنگسازی، کاستن.آرامش, سفارش، صلح، آرام، آرامش, بی تفاوتی, اینرسی.
تداوم مترادف،: فسخ، قطع، پایان کردن، پایان، قطع، کشتن.زوال تدریجی، ناپایداری, بی ثباتی, مرگ, fleetingness, اختصار.پس از انقطاع جمع شدن جلو به عقب، توقف، فسخ، وقفه، قطع.توقف توقف وقفه، ختم، تعلیق.
نقطه: نوشتن توجه داشته باشید، ضبط، ثبت نام را به پایین لیست، چوب خط، خط ناخوانا، نشان می دهد, هدف شی, پایان, طراحی, هدف استفاده، هدف، دلیل، ارزش، هدف, نشان می دهد توجه نشان...