فهرست اسامی همه مترادف،
تراژدی مترادف، : ثروت، رفاه، شادی، شادی، نشاط.ترتیب مترادف، : disarrange تکان تکان خوردن مخلوط کردن، یک ظرف غذا، پروازش.ترجمه و بومی سازی مترادف، : گسترش بزرگ، پهن، تقویت، گسترش گشاد، universalize.ترجمهناپذيري مترادف، : یقین امداد، سهولت، تضمین بازی کودکان، دشت قایقرانی.ترجیح داده شده مترادف، : بدتر، تحتانی، فقیر.ترجیح می دهند مترادف، : نزول مرتبه, پایین, جمع و جور کردن, سرکوب, نگه بازگشت.رد کردن، حذف، تصویب بیش از.ترد مترادف، : prolix دارای اطناب منتشر، پرگو، خسته کننده، شعور، برنامه.درهم و برهم، درهم و برهم, نظم, کثیف, slovenly, slipshod.تردید مترادف، : اعتماد به نفس، زود، ساده لوح، مطمئن، برخی اعتقاد.عجله، precipitancy، پشت سر، abruptness، hastiness، hotheadedness.، تعیین قاطع، unhesitating, شرکت, مثبت, قطعی, مصمم.احتمالی احتمال بيشترى، پایدار.ترس مترادف، : شجاع پررنگ شجاع بی باک، بی باک، شجاع.جاذبه، اعتیاد, طعم, میل, لذت, عشق.ترس دولا شدن مترادف، : قدم زنی با تبختر، جولان دادن، swagger.ترساندن مترادف، : ارامش، تسکین، ساکت، آرام، اطمینان، tranquilize.ترسم مترادف، : اعتماد به نفس، dauntless، بی باک، آرام، اعتماد به نفس.ترسناک مترادف، : اطمینان بخش تسکین دهنده، بسیار دلگرم کننده بی ضرر، تشویق، آرامبخش.اطمینان، تشویق، آرام، heartening، emboldening، تسکین دهنده، تشویق.ترسو مترادف، : قهرمان، بی باک، شیر.شهر ارواح مهاجم خود راسخ، ماجراجو، جلو.ترش مترادف، : شیرین, شیرین, تازه, دست نخورده.شیرین, شیرین, honeyed, رسیده.شاد, affable, دلنشین, دلپذیر, مهربان.مطبوع و دلپذیر، آرام، نوع، دارای اثر تسکین دهنده.ترشح مترادف، : جذب، مصرف، جریان.نشان می دهد, کشف, لخت, را.ترشرو مترادف، : شاد، مهربان، شناور، آفتابی، winsome، دلپذیر.ترشیده مترادف، : ساده لوح، اتوپيست،، ingenuous زود پوست کنده اعتماد، صادق است.ترمیم مترادف، : از دست دادن, ناپدید شدن, مرگ.کاهش پوسیدگی dilapidation، وهن.وخامت, بدتر, تشدید, رد, گمراه.اشک، شکستن, آسیب, مارس, پوشیدن.sicken, عقب, عود, شدنیوزیلند, بدتر.ترمینال مترادف، : اولیه شروع اول مهمترین افتتاح مقدماتی، prefatory.ترومپت مترادف، : پنهان کردن، پنهان کردن تماشاچیان soft-pedal، بازی.ترویج مترادف، : منصرف غیر فعال کردن، immobilize، نشاندن مانع، dishearten.نزول مرتبه, جمع و جور کردن, تأخیر.محکوم, محکوم, رد, انتقاد, سرکوب.ترک مترادف، : حفظ حفظ, ادعا, چسبیده به اصرار، نگه دارید.شامل, به یاد داشته باشید را در پوشش، گرامی داشتن.ادامه، باقی بماند,...ترک خورده مترادف، : صاف، روشن، جا افتاده dulcet زنگ زدن mellifluous.عاقل، شفاف, گویا, صدا, level رهبری.ترکیب مترادف، : ساده، عنصری، تک، همگن، خالص، unmixed.جدا, disjoin, sunder, طلاق, قسمت, تجزیه و تحلیل.مخالفت، مقاومت, contrariety, اختلاف, عدم, مخالفت.تسخیر مترادف، : از دست دادن شکست تسلیم، سقوط، بردارند.تسریع مترادف، : تاخیر تأخیر، آهسته، کشیدن پاهای خود بگیرد، ترمز.بی جان, کشتن, مسدود کردن, سرکوب, دلسرد.آهسته، مانع، تاخیر، مانع، مانع.آهسته, مانع, تاخیر, بگیرد, تأخیر.تسلط مترادف، : بی کفایتی، ineptitude، بی کفایتی، bungling.تسلی مترادف، : تشدید، آزار، تحریک، یاس، ناراحتی، سوزش.تسلیم مترادف، : self-assertive دلایل، پرقدرت، پرخاشگر، bumptious.نگه, نگه دارید, اقامت, قطع در.مخالف، استدلال رد شورشی، محکم...تسلیم شده مترادف، : برتر والاى unexcelled، بالا.تسکین مترادف، : تشدید، بالا بردن، تشدید کند، تشدید.نتيجه roil تا هم بزنید تا، خشم، تحریک.تشخیص مترادف، : بی اعتنایی، غفلت، چشم پوشی، خفیف.تشخیص مصلحت نظام مترادف، : inutility، impracticability، un-workableness، آرمان گرایی است.تشدید مترادف، : آرامش، de-emphasize، ساکت، سهولت.enfeeble، تضعیف, sap, نرم, enervate, اگزوز.تضعیف، کاهش، رقیق، به حداقل رساندن, کاهش, کاهش, کسل...