فهرست اسامی همه مترادف،
بهت مترادف،: عدم پاسخ القا بود، خستگی، بی تفاوتی، بی تفاوتیبهت و حیرت مترادف،: خونسردی, تعادل فکری، آرامش، دراز کشیدن, آرام, quietude.بهتر است مترادف،: جاهل و بی تدبیر و نامناسب، نامناسب، بثورات، عجیب و غریب.بدتر و فقیرتر و تحتانی, کمتر, دوم.بهتر کردن مترادف،: بدتر شدن وضع, فقیر, needier, محروم محروم بین دبستان، اواسط، میان، میان، betwixt، نیمه راه به راه به میدوی.بهترین مترادف،: از دست دادن outdone را ضرب و شتم، تسلیم.بهداشت مترادف،: غیربهداشتی ناسالم، سپتیک آلوده، کثیف، کثیف.بیماری, بیماری, بیماری, محصول, ضعف.بهداشتي مترادف،: آلوده، ناسالم، آلوده، آلوده.بهر مترادف،: جذب توجه علاقه مند، هشدار، کاملا اشغال شده، اختصاص داده شده است.wholehearted, متفکر, شدید, جدی, مراقب باشید.بهشت مترادف،: دوزخ، برزخ، عذاب عذاب، رنج.جهنم، بدبختی، دستمایه، ویرانی، ناامیدی، رنج می برند.بهم متصل و کامل مترادف،: پراکنده, نازک, ناکافی, مایل, devoid.بوجود می آیند مترادف،: فروکش، اوج، باد.فرود پایین تر سقوط، رها، نزول، شیرجه رفتن، نازل شدن.نشستن، دراز، تكيه.بود مترادف،: جلوگیری، بررسی، repulse، طفره رفتن، rebuff، دلسرد.بودن مترادف،: عدم مرگ انقضا.بورژوا مترادف،: غیر متعارف غیرمتعارف uninhibited، گریز از مرکز، شل، غیر رسمی.بومی مترادف،: تابعیت معرفی وارداتی عجیب و غریب، خارجی، بیگانه.وارداتی، بیگانه خارجی.خارجی, بیگانه, مهاجر است.بوی بد مترادف،: عطر, عطر, عطر, شیرینی, طراوت.بي توجهي مترادف،: ناظر، آگاه، با ملاحظه، ادب است.بيشتر شدند مترادف،: به دنبال مقابله با صورت، برخورد، شجاع، دیدار با.بيشترى مترادف،: مشکوک, نامشخص, مشکوک, تردید, مبهم, مجمل.بچه ناقص الخلقه مترادف،: sophisticate، عقل و مغز و مریم گلی و aleck هوشمند, wiseacre.بچگانه مترادف،: پیچیده, worldly-wise, با تجربه, مستقل.بچگانه، مترادف،: ، بالغ، معقول و مسئول و متفکر، با تجربه.بکر مترادف،: ، آلوده خال خال و آلوده و فاسد، شود مصرف زیاد است.بگذارد مترادف،: double-dealing مکار مغرضانه prejudiced، غیر منصفانه است.ریاکارانه, حیله گر, محجبه, گمراه, زیر جلی.بگذارید مترادف،: اشتباه، پروازش, پیچیده, enmesh, snarl, درهم و برهم کردن.بگو مترادف،: تملق گفتن رعایت تحسین، تأیید، دفاع، پشتیبانی.بگیرد مترادف،: تسریع، تسریع، تشدید، تسریع، بلند کردن.بی مترادف،: میل، طعم، رغبت، اولویت، میل.تازه زنده مشتاق روحیه علاقه مند، درگیر.بزدلانه awed تاسف، وحشت زده، daunted، دلسرد.بی اثر مترادف،: ، حرکت موبایل، متحرک، فعال، پاسخگو، حیاتی، پر انرژی.بی اثر است مترادف،: موثر، تولیدی، پربار، قوی و کارآمد، صالح، به رضایت بخش است.بی احترامی مترادف،: deferential، مهربان، complaisant، ادب، awed.تمکین توجه توجه، مدنیت، حسن نیت ارائه میدهد.بی احترامی صحبت کردن مترادف،: احترام, ادب, ادب, حیا, رزرو.بی احترامی کاهش مترادف،: احترام، اعتبار شهرت افتخاری افتخار تمایز, respectability.بی ادب مترادف،: متمدن، پیچیده, کشت, genteel, مهار.با ادب, ادب well-mannered مدبرانه، مدنی، بخشنده.احترام, worshipful, مذهبی, احترام, deferential,...بی ادبانه مترادف،: مودب، مدنی، ادب، شجاع، بخشنده، متفکر.