فهرست اسامی همه مترادف


  • مطرح مترادف: انجام رسیدن اجرا، انجام، تخلیه، اعزام، انجام، حمل کردن، موفق، پیروز، را به تصویب، به عمل قرار داده, رفتن از،...
  • مطرح کردن مترادف: معرفی ذکر، ارائه پیشنهاد، تروریسم، حرکت، مطرح، پیشبرد، چهره، قبل از قرار داده، مقابله با با.عقب، بالا بردن، آموزش، پرورش، داماد، نژاد.
  • مطرود مترادف: زیرآبی رفتن، نفرت، loathsome، ميانگين ناپسندیده، کم مفتضح، پایه، بدنام، اظهار، شرم آور، بدبختى آفرين، سزاوار سرزنش، رنجور، بی ارزش، بدنام است.
  • مطلب مترادف: پرداختند.ورودی, ورود, برخورد, دخول, دسترسی ingoing و نفوذ و دخالت و تاخت و تاز، هجوم.
  • مطلق مترادف: می گویند، بیان را vocalize، بیان، enunciate، بحث، صدا، صحبت می کنند، صدای، تلفظ، اعلام، اعلام، فاش کردن، آشکار.افراطی...
  • مطلوب مترادف: بهترین, مطلوب, عالی, بی نظیر, عالی, بی همتا، ترین، بزرگترین، بلندترین، choicest، نهایت بی همتا، را انتخاب...
  • مطمئن باشید مترادف: self-possessed، اعتماد به نفس, امن, آماده, خاص, مثبت, قاطعانه, خوش مشرب, شرکت, خود راضی.
  • مطمئن شوید که مترادف: خاص، مسلم بيشترى تردید، روشن، معين، تصمیم گرفت، مطلق، مثبت، اعتماد به نفس، شرکت، امن، غیر قابل فسخ، مطلق،،...
  • مطمئن نیستید مترادف: نامشخص است.
  • مطمئنا مترادف: قطعا, مثبت, بدون شک, کاملا, قطعا، بدون شک، indubitably، وضوح، جمله­ای، بدون شک، irrefutably، دقیقا، دقیقا، صراحت.در واقع، واقعا، واقعا شک، قطعا راستى، البته، همه معنی.
  • مطیع مترادف: لشکر کنترل، تسلیم، سازگار با complaisant، مطیع، biddable، آرام، حوصله، فروتن، متمایل, منظم, pliant, اموختنی.مطیع تسلیم...
  • مطیع قانون مترادف: governable مطیع زورگویی نافرمان، سازگار، تسلیم، کنترل، مسئول، وفادار، منظم، قانونی، قانونی است.
  • مظاهر مترادف: دکوراسیون embellishments ترمّنجس، نشانه، نماد، نماد، علائم، جنبی، superficialities، حضور، نشان می دهد، اتصالات، نشانه، زر و زیور.
  • مظلوم مترادف: کوخ نشینان، محروم و محروم، محرومان، محروم، معلول، مورد آزار قرار گرفته، فروتن، سجده، خفیف.
  • مظهر مترادف: تجسم، جوهر، مدل، نمونه، مثالی، پارادایم، نمونه، ماده، جان کلام، چکيده، abridgment، خلاصه، مهر، خلاصه، هضم، précis، اختصار.
  • معادل مترادف: مساوی و یکسان، مشابه، متقابل، tantamount، همان، مشابه، مقایسه، متناسب، تعویض، همولوگ، isomorphic.
  • معادله مترادف: برابری.
  • معاش مترادف: زندگی, وجود, بودن, حضور, وقوع، استقامت، تداوم، مدت زمان, فرمت, تداوم.روزی.
  • معاشرت مترادف: hobnob، fraternize، دیپلم، معاشرت، consort، مخلوط، شرکت.مخلوط مخلوط، متحد، ترکیب یکی شدن، ادغام، ترکیب، commingle.
  • معاصر مترادف: جانشین همزمان, همزمان, coeval 2009،، coexistent، همزمان.حالا مدرن روز فعلی, روز, زندگی, حاضر، اخیر، with-it.
  • معاف مترادف: رایگان, معافیت, امان, منتشر, رها, کشور به استثنای، absolved، ویژه، سیستم ایمنی، روشن، جايشان، ممتاز، مورد علاقه.
  • معالجاتي مترادف: مخل، مضر, مضر, مضر, مخرب, undermining, خطرناک, بازدارندگي, زیان, دشمنانه.
  • معاملات مترادف: مذاکره معامله، تنظیم ترافیک، تجارت، رفتار، روش، رفتار، سیاست، عمل، بازرگانی، کسب و کار، امور، کامیون.
  • معامله مترادف: انتظار تعداد بانک در، پیش بینی، پیش بینی، تصور، فکر می کنم به احتمال زیاد، prevision، تصور، تصور، تامل، گمان،...
  • معامله بمثل کردن مترادف: مبادله requite، نپال، بازگشت یاداش دادن، پرداخت، تجارت، داد و ستد کالا، مبادله، تبادل، تعامل، با حل و فصل.
  • معاندت مترادف: سرسختی،.
  • معاون مترادف: عامل، نماینده، دستیار، پروکسی، دوم، جایگزین، جانشین، نماینده، جایگزین، قائم مقام، ستوان، دستیار، فرستاده،...
  • معتاد مترادف: اختصاص داده شده disposed تمایل، علاقه، وسواس، جذب، درگیر.عادت، سفارشی، تمرین استفاده قاعده, راه, habitude استفاده از...
  • معتاد به مشروبات مترادف: خواره الکلی آبخوری، مست، tippler، toper، guzzler، inebriate، dipsomaniac، barfly، بوزر، سرسبز، boozehound، خیس خوردن، souse، رامی.
  • معتادی مترادف: معتاد.
  • معتبر مترادف: قابل اثبات صدا، دارای قدرت و زور قطعی، well-grounded، دارای اعتبار، موثر، قوی، توجه، اثبات، انکار، منطقی، مطلق،،...
  • معتدل مترادف: مهار، عاقل، اندازه گیری، متوسط، عاقلانه مناسب، معقول، محافظه کار، کنترل، middle-of-the-road.آرام self-controlled پایدار,...
  • معتقدان مترادف: اتخاذ در آغوش حمایت، حفظ، را، قهرمان، دفاع، مدافع، اعلام، به نفع، برای رفتن، افزایش.
  • معجزه مترادف: تعجب, تعجب, حس کنجکاوی چیز عجیب و غریب، نادر، تاجی، ثبت نام، نابغه.
  • معجزه آسا مترادف: فوق العاده عجیب و غریب، شگفت انگیزی، فوق العاده، باور نکردنی قابل توجه، شگرف، ماوراءالطبیعی, preternatural غیر طبیعی inscrutable، مافوق انسانی.
  •