مکرر مترادف: مشترک معمول همیشگی، منظم، مداوم، هر روز، عود، مستمر، معمولی، تکرار، آشنا و مرسوم و پی در پی، ثابت.دوباره امد و شد زیاد، ساکن sojourn، اقامت، ساکن، اشغال، اویختن در، آویزان در.
مکمل مترادف: شتابزده راش تند و شدید، ضربه، بی پروا، عجول و بی پروا، غفلت، وحشی، unpremeditated، خود به خود.، تکمیل متقابل جبرانی...
مکمل های غذایی مترادف: کامل, پر, مکمل, اضافه کردن.اسکریپت سوار، علاوه بر این، پیوست ضمیمه، مکمل، پیوست، متمم.
می دوزند مترادف: ، نزدیک شدن قریب الوقوع بلندی قریب الوقوع، فوری، توسعه، پیشبرد، ورود، نزدیک شدن onrushing رشد پی در پی.
می رسند مترادف: موفق، رونق، خوب، یک علامت زمان بزرگ برنده تمام پولها، مکان بروید را.آمده به نظر می رسد، بازگشت، رسیدن رسیدن، وارد، نشان، زمین، پیاده شود، debark.
می شود مترادف: خود رای بروند، وانمود، اصطلاح، manqué، شبه، اسمی، شبه، الکی جعلی surrogate, جعلی, جایگزین.
می گویند مترادف: allege ادعا، نگه دارید، حفظ، درکتابهای ادعا، avow، پیشبرد، استناد، این مفهوم را میرسانند.صحبت مطلق بیان، تلفظ، سخن گفتن، بگویید، اکسپرس، دولت، تلاوت، اعلام.
می گیرد مترادف: اتفاق می افتد, رخ می دهد، رخ دادن, betide, آمدن به تصویب، eventuate، آمده تا، محصول تا می رسند، بوجود می آیند، مورد آمده، رخنه کردن.