معده مترادف: تحمل، قرار داده تا با ارسال به ایستاده، تحمل، رنج می برند، رعایت، countenance، بروک، فرو برد، را.تمایل.
معدوم کردن مترادف: نابود کردن از بین بردن نابودی، راز، extirpate، خراب، deracinate، له، خاموش، ساییدن، مهر.پاک کردن, بلات، حذف، لغو، به تدريج] نابود, حذف, مالش.
معذرت مترادف: تقلید مسخره امیز کردن, بهانه, استهزاء, تقلید, کاریکاتور شام.اعتراف و اذعان، پشیمانی، جمع شدن توبه جبران.
معرض مترادف: بسته گوه خودرا برای امتحان اماده, جمعیت, چیزهای، پهلو، جم، فشار، جمع و جور، محل.
معرض خطر مترادف: خطر، خطر، precariousness، قرار گرفتن در معرض، ناامنی، خطر، سرمایه گذاری، خطر.
معرفی مترادف: درج تزریق بر انگیختن، پروتز، interject، قرار داده است.آشنا, حال حاضر, آشنا.شروع شروع، آغاز اغاز، افتتاح، سرچشمه، پیشگام، سوار شو، راه اندازی، منجر، در بر داشت.
معروف مترادف: خوب، محترم به اطلاع عموم، lionized، بدنام مشهور، جشن، نامی، اشاره، برجسته، ممتاز، برجسته، شناخته.
معروف به داماد مترادف: بلندگو حرف مفت زن کلیم، discourser، colloquist، شایعات بی اساس.
معروفیت مترادف: رسوایی بی احترامی کاهش پست بیمار، بی احترامی کردن، رسوایی، شرم، تخریب، رسوایی، بی اعتبار ساختن، flagrancy، ذلتی، بوی بد.